در آن زمان كه هنگام كشته شدن وليد و اختلاف در ميان اهل شام بود نظر جماعت معتزله در باب خلافت اين بود كه ( محمد [ بن عبد اللّه ] بن حسن ) را به خلافت برگزينند .
در همين وقت هيأت بلندپايهاى از آنان كه در ميانشان اشخاصى چون عمرو بن عبيد ، و اصل بن عطا و حفص بن سالم بودند به ديدار امام صادق عليه السّلام آمدند .
پس از اينكه اين گروه نظر خود را منوط به نظر رهبر فكرى خود عمرو بن عبيد كردند ، گفتوگويى طولانى ميان امام صادق عليه السّلام و عمرو درگرفت ؛ امام عليه السّلام به او فرمود : « اى عمرو اگر مردم امر خلافت را بدون خونريزى و مشكلى به عهدهء تو واگذار كنند و بگويند كسى را به خلافت برگزين ، تو چه كسى را به خلافت انتخاب خواهى كرد ؟ » .
عمرو فورا پاسخ داد آن را در ميان مسلمانان به شورى مىگذارم .
امام عليه السّلام فرمودند : « در ميان همهء امت ؟ » گفت : بله . امام عليه السّلام فرمود : « در ميان فقيهان و نيكان آنها ؟ » گفت : آرى . فرمود : « در ميان قريش و غير قريش ؟ » گفت : در ميان عرب و عجم .
فرمودند : « اى عمرو مرا آگاه كن ، آيا تو ابو بكر و عمر را قبول دارى يا از آن دو بيزارى مىجويى ؟ » گفت : آنها را به خلافت قبول دارم .
امام عليه السّلام فرمودند : « اى عمرو اگر تو كسى بودى كه از آن دو بيزارى مىجستى ، مىتوانستى بر خلاف عملكرد آنها گام بردارى ، اما اگر تو دوستدار آنانى ، بدانكه نظر تو مخالف آنها است . عمر شخصا ابو بكر را به خلافت برگزيد و در اين كار با احدى مشورت نكرد . ابو بكر نيز در هنگام مرگ خلافت را به عمر بازگرداند و او هم با كسى مشورت نكرد .
عمر هم در پايان خلافت خود ، آن را در ميان شش نفر به شورى گذاشت و از انصار كسى را در
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: منذر حكيم
ص١٣٦