آن شورى قرار نداد بلكه تمام اهل آن شورى از قريش بودند . سپس مردم را دربارهء رأى اين شش نفر بهگونهاى سفارش كرد كه فكر مىكنم تو و يارانت چندان از آن خشنود نيستيد .
در اينجا عمرو به امام عليه السّلام عرض كرد : عمر چه كرد ؟
امام عليه السّلام فرمودند : « او سه روز به صهيب دستور داد تا نماز جماعت را اقامه كند و اين شش نفر در طول اين سه روز به مشورت بپردازند و جز فرزند عمر كس ديگرى در ميان جلسهء آنان داخل نشود كه البته او حق هيچگونه دخالتى در امر تصميمگيرى آنها نداشت . سپس به گروه مهاجر و انصارى كه در حضورش بودند توصيه كرد كه پس از تمام شدن مهلت سه روزه اگر اعضاى شورى نتوانستند كسى را به خلافت برگزينند هر شش تن را گردن بزنند ، و اگر چهار تن از آنان پيش از پايان سه روز به نتيجه رسيده و دو نفر با آنان مخالفت كردند ، آن دو نفر را گردن بزنند . . . آيا شما در شورايى كه قصد تشكيل آن را در ميان مسلمانان داريد به چنين شرايطى راضى مىشويد ؟ »
2 . محور فكرى فرهنگى
الف - رويارويى با جريانهاى الحادى
از گامهايى كه امام صادق عليه السّلام برداشتند ، روبهرو شدن با جريانات الحاد و بىدينى بود كه شرح آن در سابق گذشت امام عليه السّلام در مقابله با آنان از روشهاى مختلف استفاده مىكردند تا اينكه همهء محتواى آنها را بيرون ريخته و در برابر اهداف ناپاك آنان ايستادگى نمايد .
حال به بيان نمونههايى از اين فعاليتها مىپردازيم :
1 . ميان امام صادق عليه السّلام و يكى از سران حركت كفر و الحاد ، به نام ( ابو شاكر ديصانى ) چندين مناظره برگزار شد كه در تمام آنها امام عليه السّلام او را شكست داده ، افكار و گمانهاى واهى او را باطل مىنمودند .