براى پيچيدن به دور عرش كافى بود . در اين زمان بود كه عرش تواضع كرد « 1 » .
معاويه به كعب الاحبار گفت : تو مىگويى كه سوارهنظام ذو القرنين به ثريّا مىرسيد ؟ كعب در پاسخ به او گفت : اگر من اين را گفتهام خداوند متعال نيز فرموده است :
وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً
؛ و از هر چيزى وسيلهاى به دو بخشيديم « 2 » .
اين نمونهاى از ميراث حديثى ، تفسيرى و تاريخى مخلوط با اسرائيليات و افتراءات دروغينى بود كه به جهت خدمت به حكّام ، بعد از قرنى از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و پس از اينكه عمر بن عبد العزيز فرمان رفع ممنوعيّت كتابت حديث را صادر كرد به رشتهء تحرير درآمد . مكتب حديث كاملا بر روى آنچه روايت مىكرد تكيه داشت و به عقل انسانى اجازهء دخالت در حيطهء فهم حديث را نمىداد . تا آنجا كه گفتند : سنّت قرآن را نسخ مىكند و قرآن به سنّت نيازمندتر است تا سنّت به قرآن ، و نظريهء عرضهء احاديث بر قرآن ، از آراء زنادقه ( لا مذهبان ) است « 3 » .
تا اينجا بعضى از سببهاى پيدايش انحرافات فكرى و منتشر شدن سريع آن در جامعهء اسلامى را دريافتهايم . تفكّراتى مانند جبر و زندقه و غلوّ و به هر كدام از اينها در پى اشاره خواهيم داشت .
ب - تحريف در عرصهء حديث شريف نبوى
1 . در صحيح ترمذى از پيامبر اكرم روايت شده است كه دربارهء معاويه فرمودند : خدايا او را هدايتكننده و هدايتشده قرار ده و بهوسيلهء او مردم را
هامش
( 1 ) . الجامع لاحكام القرآن 15 / 295 .
( 2 ) . ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم 3 / 106 .
( 3 ) . جعفر سبحانى ، بحوث فى الملل و النحل 1 / 129 .