آمدن محيط دينى مضطرب و آكنده از مفاهيم غلط ، تفكّر زندقه رواج بسيارى يافت .
آشفتگى اصول و ارزشها به جايى رسيد كه حتّى مردم در سنّت نبوى ، بلكه در فهم كتاب بزرگ الهى ( قرآن ) نيز به شكّ افتادند و بهسوى رأى و استحسان كشيده شده و بدون هيچ قانون علمى محكمى ، از متن روايات و قرآن كريم تجاوز كردند .
اگر بخواهيم افكار منحرفى را كه در عصر امام صادق عليه السّلام در جامعه منتشر شده بود بشناسيم ، اوّل لازم است پيشزمينههايى كه امّت را به اين تشويش و آشفتگى اعتقادى رسانده بود بشناسيم .
اكنون به بعضى از نمونههاى روش تحريفى و انحرافى اموى و نقش مخرّب آن در فهم قرآن و سنّت و حوادث تاريخ مىپردازيم .
تحريف مصادر تشريع و تاريخ
الف - تحريف در عرصهء تفسير قرآن كريم
آنان در تفسير قرآن كريم به آراء شخصى يا روايات اسرائيلى بسنده مىكردند كه در خدمت سياستهاى خلفا بوده است . به عنوان مثال :
1 . جبريان ، بعضى از آيات قرآن كريم را مانند
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
؛ . . . خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است « 1 » ، براى تأييد فكر منحرف خود به كار مىبردند . آنها اينگونه مىپنداشتند كه قرآن دلالت بر اين دارد كه خداوند بندگان را به كارهايشان مجبور مىكند .
هامش
( 1 ) . صافات / 96 .