اكنون روايتى از عيص بن قاسم مىخوانيم كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود :
« از خداى واحدى كه هيچ شريكى ندارد ، بپرهيزيد . در كارهاى خود دقّت كنيد . به خدا قسم كه اگر يكى از شما گلّهء گوسفند و چوپانى داشته باشد ، اگر چوپان ديگرى را بيابد كه در رابطهء با گوسفندان او داناتر از چوپان فعلى باشد ، چوپان اوّل را اخراج و چوپان داناتر را به جاى او خواهد گماشت . به خدا قسم اگر شما دو جان داشتيد كه با يك جان جهاد كرده و تجربه اندوخته و با جان ديگر مطابق آنچه يافته و فهميدهايد عمل مىكرديد ، جايز بود اين كار را انجام دهيد . امّا شما بيشتر از يك جان نداريد كه اگر آن جان را از دست داديد ، به خدا قسم كه ديگر امكان توبه نخواهيد داشت . پس بسيار سزاوار است تا براى آينده و زندگى و جان خود ، دست به انتخاب اصلح بزنيد . هرگاه كسى نزد شما آمد و شما را به نام ما به انقلاب فرا خواند ، اوّل تحقيق كنيد كه براى چه هدف و زير پرچم چه كسى خارج مىشويد ؟ » « 1 » .
نمونهء دوّم : در اين نمونهء تاريخى ، امام صادق عليه السّلام به اين نكتهء مهم اشاره دارند كه مهمترين نياز اين مرحله از تاريخ ، وجود الگوهاى نيكو و رهبران پاكى است كه با رفتار شايسته و افكار درست خود ، جامعه را پشتيبانى كنند .
از عمرو بن ابان روايت شده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
« اى شيعيان ، شما به ما نسبت داده شدهايد . پس مايهء زينت و افتخار ما باشيد ، نه مايهء ننگ و عار ما . چه چيز شما را مانع مىشود كه مانند اصحاب على عليه السّلام در ميان
هامش
( 1 ) . كافى 8 / 264 .