براى اين كار را داشتند تربيت نمود .
حال اگر امكان نگهدارى اين مركز رهبرى براى رهبران الهى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به دستور خداوند تعالى آنها را براى اينكار معيّن كرده بود وجود نداشت ، اين مطلب مانع از اين نمىشد كه آن رهبران شرعى تا آنجا كه شرايط عملا اجازه بدهد به مسئوليّت خطير حفاظت از جامعهء اسلامى و پاسدارى از دولت اسلامى در برابر خطر فروپاشى بپردازند .
همچنانكه اگر روزى دولت اسلامى بهكلّى سقوط مىكرد مانع از همّت گماردن رهبران واقعى امت اسلام بر جلوگيرى از نابودى امّت اسلام و حفاظت از رسالت و شريعت اسلامى در برابر خطر فروپاشى و اضمحلال كامل نمىبود .
از اينرو است كه حيطههاى فعاليت ائمه عليهم السّلام بر حسب اختلاف اوضاع و شرايط از تنوع برخوردار مىباشد اين اختلاف اوضاع و شرايط بدينقرار مىباشند :
- نوع حكومت وقت .
- ميزان فرهنگ ، بيدارى ، ايمان امت و ميزان شناخت آنان از ائمه عليهم السّلام و اندازهء متابعت آنان از حاكمان منحرف .
- نوع شرايط حاكم بر نظام و دولت اسلامى .
- ميزان پايبندى حاكمان به اسلام .
- نوع ابزارى كه حاكمان براى تقويت حكومت و استحكام سيطرهء خود از آن استفاده مىكردند .
در اين شرايط ، ائمه عليهم السّلام در برابر حكومتها و رهبرىهاى منحرف زمان خود فعاليت مستمرى داشتند كه در بازداشتن حاكم جائر از فزونى انحراف
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: منذر حكيم
ص٨٢