زبان جارى كنند نداشتند . آن حضرت راه صبر پيشه كرده و خشم خود را فرو مىخوردند و امر اين ستمگران را به خداوندى واگذار مىكردند كه در روز قيامت به حقّ در ميان بندگان خود قضاوت خواهد كرد .
2 . از ديگر مصيبتهايى كه امام باقر عليه السّلام با آن روبرو بوده و بر آن صبر مىكردند ، فشار شديدى بود كه به شيعيان اهل بيت عليهم السّلام وارد مىگرديد .
مزدوران سلطنت اموى شيعيان را حتّى در زير سنگ هم تعقيب و جستوجو مىكرده و آنان را به دست جلّادان حكومت اموى مىسپردند . در همين حال حضرت امام باقر عليه السّلام قدرت هيچگونه فعّاليت و حركتى نداشت . چرا كه حكومت اموى بر آن حضرت مراقبتهاى شديدى روا داشته ، هرگونه خواستهاى كه آن حضرت در ارتباط با شيعيان خود داشته است به كلّى ردّ مىنموده است .
3 . تاريخنويسان بهعنوان نمونهاى از صبر و بردبارى عظيم امام باقر عليه السّلام اين داستان را نقل كردهاند :
آن حضرت روزى با اصحاب خود در جلسهء درس نشسته بود . ناگهان از خانهء آن حضرت صداى فرياد بلندى شنيده شد . يكى از غلامان امام باقر عليه السّلام نزد آن حضرت آمد و مطلبى را خصوصى به آن حضرت عرض كرد . امام باقر عليه السّلام در پاسخ او فرمودند :
شكر خداوند را بر آنچه به ما داد . و هرآنچه از ما گرفت در حقيقت از آن خود او بود .
زنان را از گريه بازدار و او را تجهيز و كفن نماييد . از خداوند براى خود طلب آرامش كنيد . به مادر طفل نيز بگوييد كه تو در اين ماجرا هيچ گناهى ندارى و بهخاطر ترس و وحشت و درد و ناراحتى كه از اين واقعه بر تو وارد آمد تو را در راه خدا آزاد كردم .
پس از اين موضوع امام باقر عليه السّلام به دنبالهء سخنان خود پرداخت .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٦