2 . ازلى بودن واجب الوجود
مردى از امام باقر عليه السّلام سؤال كرد : مرا از پروردگار خود خبر بده كه از چه زمانى وجود داشته است ؟ امام باقر عليه السّلام در پاسخ او فرمودند :
واى بر تو ، سؤال تو دربارهء چيزهائى صحيح است كه نبوده و بهوجود آمده و مىگويند چهوقت بهوجود آمده . امّا خداوند من تبارك و تعالى از ازل بوده و همواره حيات داشته و حيات او مقيّد به چگونگى [ يا مقولهء كيف ] نبوده و نيست ( چراكه كيفيات خود حادث و مخلوق هستند و خداوند كه موجود بسيط است تركيبى ندارد تا چگونگى داشته باشد ) .
پروردگار من در حالتى بوده كه بودنش از مقولهء « كون كيف » يا بودن مقيد به چگونگى نبوده است ، او مكانى ندارد و در مقولهء « اين » نيز درنمىگنجد ، در چيزى نيست [ چراكه حلول باطل است ] و بر چيزى قرار ندارد [ چراكه محتاج چيزى نيست ] و براى بودن خود مكانى پديد نياورده است .
او پس از آفرينش مخلوقات نيرومند نگشت [ چون اصلا ضعيف نبود ] و پيش از آفرينش موجودات ناتوان نبود [ تا آفرينش آنان سبب رفع ناتوانى او باشد ] ، پيش از آفرينش بيمناك نيز نبوده است [ تا براى انس گرفتن با موجودات آنان را بيافريند ] به هيچچيز كه در لفظ آيد يا بهخاطر درگذرد شبيه نيست [ چراكه از مشابهت به مخلوقات خود منزه است ] نه پيش از آفرينش موجودات ، نه پس از آفرينش آنان و نه پس از زوال و نابودى آنها هيچگاه از پادشاهى و سلطنت جدا نبوده است [ چرا كه سلطنت او منوط بهوجود آنان در جهان خارج نيست ] او از ازل زنده بوده است بدون زندگى [ جداى از ذات ] ، پيش از آنكه چيزى بيافريند پادشاه توانا بود و پس از آفرينش جهان هستى نيز پادشاه مقتدر است .
براى او چگونگى و مكان و حدّى نيست و بهوسيلهء شباهت به چيزى شناخته