نشود ، هرچه بماند پير نشود ، او از چيزى نمىترسد بلكه تمام چيزها از ترس او قالب تهى مىكنند ، زنده است اما نه زندگى كه از عدم بهوجود آمده باشد و بوده است اما نه بودنى كه به وصف درآيد [ يعنى صفت زايد بر ذات باشد يا موصوف به زمان و مكان باشد ] و چگونگى آن محدود نيست مكانى كه در آن بايستد يا در جوار چيز ديگرى قرار گيرد ندارد بلكه زندهايست شناخته شده و پادشاهى است كه همواره داراى قدرت و پادشاهى است هرچه را خواسته به مجرد خواستن [ بدون هيچ وسيله ، ديدن ، ماده يا حركتى ] پديد آورد .
نه محدود است و نه داراى اجزا و هرگز زوال نپذيرد و فانى نگردد او بدون كيفيت سرآغاز هستى است ( چون جز ذات مقدس خداوند متعال هرچيزىكه سرآغاز چيز ديگرى باشد از همين آغاز شدن برايش كيفيتى حاصل مىشود ) ، و پايان هستى است بدون اينكه مكانى داشته باشد ( چون هرچيز كه در رتبهء پايان قرار گيرد با آن چيز نسبت تأخّر دارد جز خداوند متعال كه اوّليّت و آخريّتش عين ذات او است ) ، جز ذات او همهچيز نابود است ، آفرينش و فرمان به دست او است ، تبارك اللّه ربّ العالمين .
واى بر تو اى سؤالكننده ، تصورات پروردگار مرا فرانگيرند و شبهات در ساحت او فرود نيايند و هرگز در امرى متحير و سرگردان نشود ، چيزى به نزديكى او نرسد و حوادث و روىدادها بر او واقع نگردند ( چون او ما فوق زمان و روىدادهاى زمانى است ) هرگز دربارهء چيزى مورد سؤال واقع نمىگردد و از انجام كارى پشيمان نمىشود ، چرت و خواب او را فرا نمىگيرد و هرچه در آسمانها و زمين و ميان آنها و زير خاك است از آن او است « 1 » .
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 88 - 89 ، خوانندگان محترم توجه دارند كه اين روايت شريف متضمن اصطلاحات -