قتاده عرض كرد : آرى .
امام عليه السّلام اين كار او را صحيح ندانسته و به او گفتند : اى قتاده ، اگر تو قرآن را از پيش خود تفسير مىكنى ، بدانكه هلاك شدى و ديگران را نيز به هلاكت انداختهاى . و اگر قرآن را از كلمات و يافتههاى عقلى ديگر مردمان كه مانند تو هستند تفسير مىكنى بدانكه هلاك شدى و ديگران را به هلاكت انداختهاى . اى قتاده ، واى بر تو . تنها كسانى قرآن را مىشناسند كه از جانب خداوند مخاطب قرآن بودهاند « 1 » .
امام باقر عليه السّلام معرفت و شناخت قرآن را منحصر در اهل بيت عليهم السّلام مىدانستهاند . چراكه آناناند كه مىتوانند محكمات قرآن را از متشابهات و ناسخ آن را از منسوخ تشخيص دهند ، و چنين علمى در نزد هيچكس غير از اهل بيت عليهم السّلام وجود ندارد . به همين دليل است كه از همان بزرگواران روايت شده است كه فرمودهاند : « هيچ چيزى به اندازهء تفسير قرآن از عقل مردمان دور نيست .
چراكه يك آيه كه كلامى متّصل است اوّل آن دربارهء يك مسأله و آخر آن دربارهء مسألهء ديگر ، و اين كلام متّصل به چند وجه برگشت داده مىشود » « 2 » .
البتّه عمل كردن به ظاهر قرآن كريم بهعنوان تفسير به رأى كه از آن نهى شده است به حساب نمىآيد .
امام باقر عليه السّلام كتابى در تفسير قرآن نوشته است كه محمّد بن اسحاق نديم در كتاب خود الفهرست ، آنجا كه كتابهاى تأليفشده در تفسير قرآن را برمىشمارد ، از آن نام برده است . ابن نديم مىنويسد : « كتاب باقر ، محمّد بن علىّ بن الحسين كه اين كتاب را ابو الجارود زياد بن منذر رئيس فرقهء جاروديه از او روايت نموده است » . سيّد حسن صدر گويد : اين كتاب تفسير را
هامش
( 1 ) . البيان فى تفسير القرآن / 267 .
( 2 ) . فرائد الاصول / 28 .