كه خلفا بهواسطهء بيعت مردم يا عهد پادشاه قبلى و يا بهوسيلهء قهر و غلبه به خلافت مىرسند ، هيچكدام معتبر نبوده و مشروعيت ندارد . از رواياتى كه امام باقر عليه السّلام در آن به اين مطلب اشاره فرمودهاند مىتوان به روايت ذيل اشاره نمود :
هركس خداوند را عبادت كند و خود را در اين راه خسته كند امّا معتقد به پيشوايى امامى كه از جانب خدا به اين مقام رسيده است ، نباشد سعيش مقبول درگاه الهى نشده ، خودش گمراه و متحيّر بوده و خداوند از عبادت او بيزار است « 1 » .
آن حضرت همچنين مشخصّات امام و پيشواى بر حقّ را براى مردم بيان فرمودند تا امّت در گرداب حوادثى كه در آن ، مفاهيم ، تحريفشده و حقايق ، واژگونه جلوهگر شده است ، امام و پيشواى خود را بشناسند . آن حضرت فرمودهاند :
امامت جز براى مردى كه در او سه خصلت باشد سزاوار نيست 1 . ورعى كه او را از محارم خداوند بازدارد ، 2 . حلم و بردبارى كه بتواند با آن غضب خود را كنترل كند و 3 . رفتار نيكو با آنان كه زيردست او واقع مىشوند بهگونهاى كه براى آنان همچون پدرى مهربان باشد « 2 » .
امام باقر عليه السّلام در مبانى حقوق و واجبات امام در برابر امّت قاعدهاى كلّى وضع نمود تا اينكه امّت ميزان نزديكى و دورى حاكمان خود را با حدّ مطلوب در اداى مسؤوليت حكومت بدانند . آن حضرت فرموده است :
حقّ حاكم بر مردم اين است كه سخنش را بشنوند و از وى اطاعت كنند . . . و حقّ مردم بر والى اين است كه : والى بيت المال را در ميان آنان به مساوات تقسيم نموده و در ميان رعيّت خود به عدلوداد رفتار كند « 3 » .
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 184 .
( 2 ) . خصال 1 / 116 .
( 3 ) . بحار الانوار 27 / 244 .