شود عجيب نيست . چراكه مردم به همان راهى مىروند كه حاكمان و واليان و دستگاههاى دولتى مبلّغ و مروّج آن هستند . نتيجهء اين انحراف اين شد كه اكثريّت مردم بواسطهء منحرف شدن و فرورفتن در اين انحرافات از اهداف بزرگى كه شريعت اسلام براى آنها معيّن كرده بود دور شوند . آنان ديگر اهميّتى به رويدادهاى مخاطرهآميزى كه جامعهء اسلامى و شريعت اسلام را تهديد مىكرد نمىدادند .
انحراف در عرصهء اقتصاد
در اين دوران حاكمان جامعه هرگونه دخل و تصرّفى در اموال و دارايىهاى عمومى انجام مىدادند . گويا اين اموال ملك شخصى آنها است .
آنان مطابق ميل و رغبت و خواهشهاى دل خود آن اموال را به مصرف مىرساندند و در اين ميان بيشترين نصيب از بيت المال مسلمانان مخصوص كنيزكان و آوازخوانان بود كه مطابق هواهاى نفسانى ، لذّتها و شهوتهاى حاكمان كار مىكردند . آنان همچنين بوسيلهء پولهاى بيت المال مسلمانان فكر و انديشه افراد را خريده و آنان را وامدار منّت خويش مىكردند . آنها اموال بيت المال را در پاى افرادى كه آنان را مدح كرده ، ثنا گفته و يا در تثبيت سلطنت آنان قدمى برمىداشتند مصرف مىنمودند . آوردهاند كه نابغهء شيبانى شعرى سرود و در آن يزيد بن عبد الملك را مدح كرد . يزيد بن عبد الملك دستور داد تا او را صله داده ، لباس فاخر پوشانده و صد شتر به او بدهند « 1 » .
اينجا بود كه شاعران براى دستيابى به اموال بيشتر در مدح و ثناى
هامش
( 1 ) . اغانى 7 / 109 .