حضرت تير را به چلهء كمان گذاشته و هدف را بهوسيلهء آن مورد اصابت قرار دادند . تير آن حضرت مستقيم به وسط هدف خورد . سپس امام باقر عليه السّلام تير دوّمى برداشته و باز به طرف هدف تيراندازى كردند . اينجا بود كه تير دوّم پشت تير اوّل را شكافت و آن را از وسط به دو نيم كرد و در جاى تير اوّل در وسط هدف قرار گرفت . امام عليه السّلام تيراندازى را ادامه دادند تا اينكه نه تير يكى در پشت ديگرى زدند و همه در يك مكان وارد شد . اين كارى بود كه از بزرگترين تيراندازان دنيا نيز ساخته نبود . هشام از شدّت خشم بىتاب شد و نتوانست جلوى خود را بگيرد و با صداى بلند گفت : اى ابا جعفر ، تو تيراندازترين فرد عرب و عجم هستى ، و خيال مىكنى كه براى اين كار پير شدهاى ؟ ! ! سپس از اينكه در ميان اين جمع از امام باقر عليه السّلام تعريف و تمجيد كرده است پشيمان شد . مدّتى سر به زير انداخت و امام باقر عليه السّلام روبروى او ايستاده بود . هنگامى كه ايستادن امام باقر عليه السّلام به طول انجاميد ، آن حضرت خشمگين شدند و غضب از خطوط چهرهء آن حضرت نمايان گشت . آن حضرت هرگاه خشمگين مىشدند به سمت آسمان نگاه مىكردند .
هنگامى كه هشام خشم امام را ديد برخواست و امام را در آغوش گرفته ، وى را در سمت راست خود نشاند . آنگاه رو به امام باقر عليه السّلام كرده و گفت : اى محمّد ، همواره قريش سرور و آقاى عرب و عجم خواهد بود تا زمانى كه امثال تو در ميان قريش باشد . آفرين ! ! چه كسى اين تيراندازى را به تو آموخته است ؟
در چه سنّى تيراندازى را آموختهاى ؟ آيا جعفر نيز مانند تو مىتواند تيراندازى كند ؟
امام باقر عليه السّلام در پاسخ هشام بن عبد الملك فرمودند : « ما خاندانى هستيم كه صفات كمال را از يكديگر به ارث مىبريم » .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: منذر حكيم
ص١٣٠