سپس كمى با مردم صحبت كرده و بعد فرمودند :
آيا شما همزاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله - يعنى امام امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام - را مسخره مىكنيد ؟ آيا زبان به بدگويى سرسلسلهء دين خدا گشودهايد ؟ پس بعد از تحقير چنين شخصيّتى به كدام راه خواهيد رفت ؟ ! و كدام اندوه را پس از او از خود خواهيد راند ؟
هيهات ، به خدا سوگند كه او بهواسطهء سبقت در ايمان برجستگى پيدا كرد و به واسطهء خصلتهاى نيكويش سعادتمند گشته و بر نهايت سعادت دست يافت . وى بر حيلهها پيروز شد ، چشمها به سوى او خيره گشت و گردنهاى گردنكشان در برابر او خاضع گرديد و در پيمودن پلّكان كمال ، گوى سبقت را از ديگران ربود ، پس خيال آنان را كه تصور رسيدن به مقامش را داشتند باطل كرد و آنان را از دست يافتن به آن مرتبه ناتوان ساخت و چگونه از جايى چنين دوردست يافتن براى آنان ميسّر خواهد بود ؟ !
سپس امام باقر عليه السّلام ادامه دادند :
چگونه مىشود رخنهء فقدان كسى را ترميم نمود كه چون مسلمانان به عقد اخوّت به يكديگر مىپيوستند او برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شد ، و هنگامى كه مردم هركدام نسب خود را به يكديگر متّصل مىكردند او نسبت برادرى خونى با پيغمبر داشت و هنگامى كه به جنگ برمىخاستند همدست و همداستان او بود . كسى كه چون مسلمانان فتح و گشايشى مىيافتند همچون ذو القرنين محافظ گنجهاى آنان بود ، وى كسى بود كه چون فرمان تغيير قبله صادر شد به هردو قبله نماز خوانده بود .
كسى كه هنگامى كه همه كافر بودند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به ايمان او شهادت داده بود و هنگامى كه همه از پذيرش مسئوليت لغو پيمان با مشركان عهدشكن شانه خالى مىكردند اينبار اين مسئوليت را به دوش كشيد ، كسى كه در شب محاصره چون
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٧