روان بيان مىكنى . امّا وقتى كه به ذكر على مىرسى مىبينم زبان تو به لكنت مىافتد ، پدرم گفت : آيا متوجّه اين مطلب شدهاى ؟ گفتم : بلى . پدرم گفت : اى پسر ، اين كسانى كه در اطراف ما هستند اگر آنچه را ما از علىّ بن ابى طالب مىدانيم بدانند ، از اطراف ما پراكنده شده و به سوى اولاد على مىروند .
هنگامى كه عمر بن عبد العزيز خلافت را به دست گرفت هيچ اشتياقى به مانند جلوگيرى از دشنامگويى به امام امير المؤمنين عليه السّلام در دنيا نداشت « 1 » .
اين روش ، اعجاب همگان را برانگيخت و مردم دربارهء عمر بن عبد العزيز بسيار نيكو سخن گفته و همواره از شجاعت كمنظير او در مخالفت با پدران سركش و ستمگر خود ياد مىكنند .
2 . نيكى كردن به علويان : حكومت اموى از به دو تأسيس همواره بنا را بر محروم نگهداشتن اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از حقوقشان و فقير نگهداشتن خاندانهاى آنان گذاشته بود . تا آنجا كه همواره علويان و خاندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله با فقر و محروميّت دست به گريبان بودند ، امّا چون عمر بن عبد العزيز خلافت را به دست گرفت ، بذل و بخشش بسيارى نسبت به آنان انجام داد . وى به حاكم يثرب نوشت كه : ده هزار دينار در ميان علويان تقسيم نمايد . حاكم مدينه در پاسخ عمر بن عبد العزيز نوشت : حضرت على عليه السّلام در بسيارى از قبايل قريش فرزندانى دارد . در كداميك از فرزندان او اين مبلغ را تقسيم كنم ؟
عمر بن عبد العزيز به او نوشت : هنگامى كه نامهء من به دست تو رسيد ، مبلغ را در فرزندان حضرت على كه از فاطمهء زهرا عليها السّلام باشند تقسيم كن كه ديرزمانى است كه حقوق آنها بديشان نرسيده است « 2 » . و اين اوّلين صلهاى بود كه در
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن اثير 4 / 154 ، حوادث سال 99 هجرى .
( 2 ) . الامام محمّد الباقر عليه السّلام 2 / 47 - 48 .