باقر عليه السّلام خواهد بود .
بههرحال عبد الملك بن مروان بيمار شد و به بستر مرگ افتاد . وى عهد خلافت را بعد از خود براى پسرش وليد مستحكم كرد . وى در وصيّتى كه به پسرش وليد كرد او را دربارهء حجّاج سفارش نيكو كرد . عبد الملك به پسرش وليد گفت : حجّاج را هميشه مدّ نظر داشته و او را بزرگ بدار . چراكه اوست كه اين تختوتاج را براى شما آماده كرده است ، اى وليد ، بدانكه حجّاج شمشير تو و دست قدرت تو بر هركسى است كه با تو مقابله كند . پس سخن و بدگويى هيچكس را دربارهء حجّاج نپذير ، و بدانكه تو به حجّاج محتاجترى تا حجّاج به تو . پسرم چون مرگ من فرارسيد مردم را به بيعت خود بخوان . پس هركس با سر اينچنين كرد تو با شمشير اينچنين كن « 1 » .
اين وصيّت گرايش شديد عبد الملك بن مروان را نسبت به شرّ و بدى حتّى در بستر مرگ نشان مىدهد .
از حسن بصرى دربارهء عبد الملك مروان سؤال كردند . حسن در پاسخ گفت : چه بگويم دربارهء مردى كه يكى از گناهان او حجّاج بود « 2 » .
وليد بن عبد الملك
وليد بن عبد الملك پس از مرگ پدرش در نيمهء شوّال سال 86 هجرى به خلافت رسيد . وى داراى هيچگونه صفات شرافت و بزرگمنشى نبود كه او را سزاوار خلافت نمايد . بلكه وى صرفا فردى ستمگر و جبّار بود « 3 » . وى حتّى از
هامش
( 1 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفا / 220 .
( 2 ) . تاريخ ابى الفداء 1 / 209 .
( 3 ) . تاريخ الخلفاء / 223 .