علوم از اهل بيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به روى .
عبد الملك به صحّت گفتهء او اعتراف كرد و نظر او را تأييد نمود . امّا گفت كه اصلا به ياد اين قضيّه نبوده است . او فورا نامهاى به فرماندار يثرب نوشت و دستور داد تا امام باقر عليه السّلام را با نهايت احترام به نزد او بفرستد و چهار صد هزار درهم نيز به آن حضرت بدهد . هنگامى كه نامه به حاكم يثرب رسيد به انجام اين مأموريت پرداخت . امام باقر عليه السّلام از يثرب به سوى دمشق راهى شد .
هنگامى كه آن حضرت به دمشق رسيد ، عبد الملك بن مروان از آن حضرت استقبال كرد و آن حضرت را گرامى داشت و مشكل را به آن حضرت عرضه كرد . امام باقر عليه السّلام به او فرمودند :
« خيلى خود را براى اين مشكل ناراحت نكن . چراكه اين مشكل چيز مهمّى نيست . به دو دليل : نخست بهخاطر اينكه خداوند متعال خود حافظ و نگهبان آبروى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله است و نخواهد گذاشت كه پادشاه روم تهديدش را عملى كند و دوّم بهخاطر اينكه اين كار چاره دارد » .
عبد الملك بن مروان گفت : چارهء اين كار در چيست ؟
امام باقر عليه السّلام فرمودند :
هماكنون فرمان بده تا صنعتگران بيايند و همينجا سكّههايى از درهم و دينار ضرب نمايند . نقش يك طرف سكّهها را ذكر توحيد و سمت ديگر را ذكر پيامبرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله قرار بده ، و در دايرهء دور درهم و دينار ، نام شهرى را كه سكّه در آن ضرب شده و سالى را كه سكّه در آن ضرب شده است نقش كنيد . و سى سكه به وزن سى درهم از سه نوع سكه يك درهمى ، پنج درهمى و ده درهمى از هركدام ده تا مىگيرى كه دهتاى آنها ده مثقالى ، ده تاى آنها شش مثقالى و دهتاى آنها پنج مثقالى باشد كه مجموع وزن آنها بيست و يك درهم مىشود و چون سى سكه را
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: منذر حكيم
ص١٠٤