تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
مختار پس از شكست قيام توابين شروع به آماده‌سازى شيعيان نمود ، او به خوبى مىدانست كه هرتحرك شيعى براى موفقيت نيازمند وجود رهبرى از خاندان رسالت است و هرقيامى ناچار بايد به نام يكى از افراد اين خاندان باشد و چه‌كسى سزاوارتر از على بن الحسين عليه السّلام ؟ و اگر امام سجاد عليه السّلام دعوت مختار را رد مىكردند ديگر چاره‌اى جر رفتن به سراغ عموى امام سجاد عليه السّلام يعنى محمد بن الحنفيه برايش باقى نمىماند . اينجا بود كه مختار دو نامه هم‌زمان يكى به امام سجاد عليه السّلام و يكى به محمد بن الحنفيه نوشت ، امام سجاد عليه السّلام به صورت آشكار هيچ‌گونه تاييدى در باره مختار انجام ندادند ولى رضايت قلبى خود را از كار مختار كه همان خون‌خواهى پدر شهيدش امام حسين عليه السّلام بود نشان دادند ، اما محمد بن حنفيه عموى امام سجاد عليه السّلام در جواب سؤال هيأت اعزامى از كوفه كه از ميزان مشروعيت پيوستن به مختار پرسيده بودند گفت : اما آنچه گفتيد درباره اين كسى كه شما را به خون‌خواهى ما دعوت كرده است ، به خدا كه من آرزو دارم خداوند به وسيله هركس كه بخواهد انتقام ما را از دشمنانمان بستاند « 1 » . افراد آن هيأت از اين كلام فهميدند كه ابن حنفيه حركت مختار را تاييد كرده است و اين گونه بود كه مختار توانست بزرگان شيعه چون ابراهيم بن مالك
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 6 / 12 - 14 به روايت ابى مخنف ، ابن نماى حلى نيز در كتاب خود شرح الثأر از پدرش روايت كرده است كه مختار به مردم گفت برخيزيد و به نزد امام من و خود على بن الحسين عليه السّلام برويد هنگامى كه آنان بر امام سجاد عليه السّلام داخل شدند و گفتند كه براى چه كارى آمدند آن حضرت رو به محمد بن حنفيه كرده فرمودند اى عمو اگر غلامى زنگى بر ما اهل بيت تعصب ورزد [ و براى يارى ما قيام كند ] يارى او بر مردم واجب است و من مسئوليت اين كار را به تو واگذار مىكنم تا آنچه را كه صلاح مىدانى انجام دهى ، مردم پس از شنيدن اين سخنان در حال خارج شدن از خانه امام سجاد به يكديگر مىگفتند زين العابدين عليه السّلام و ابن حنفيه به ما اجازه دادند . اين‌روايت از كتاب فوق در بحار الانوار 45 / 365 نقل‌شده است .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 99 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى