تيزى نى دستان وى را مجروح مىساخت .
مورخان آوردهاند كه پنجاه هزار مرد و سى هزار زن كه شانزده هزار تن از آن زنان برهنه نيز بودند در زندانهاى حجاج دار فانى را وداع كردند . در زندانهاى حجاج زنان و مردان در يك مكان نگاه داشته مىشدند « 1 » و در زندانهاى او تعداد سى و سه هزار زندانى شمارش شدند كه به دليل جرايم اقتصادى يا عادى زندانى نشده بودند « 2 » ، او هنگام بازديد از زندان در پاسخ نالههاى زندانيان مىگفت : إخسأوا فيها و لا تكلمون كه اين بخشى از يك آيهء قرآن است كه خطاب خداوند به دوزخيان را بيان مىكند كه : « در آن ( دوزخ ) گم شويد و سخن مگوييد » « 3 » .
حجاج زائران قبر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را مسخره مىكرد و مىگفت : خدا مرگشان دهد ، آنها دور چند تكه چوب و يك مشت استخوان پوسيده مىگردند ، چرا دور قصر امير المؤمنين عبد الملك طواف نمىكنند ؟ ! آيا نمىدانند كه جانشين هركس بهتر از فرستادهء او است « 4 » ؟ !
عبد الملك بن مروان پيمان خلافت را بعد از خود براى پسرش وليد مستحكم ساخت و درباره نيكويى با حجاج بن يوسف ستمگر به وليد سفارش اكيد نمود او به وليد گفت :
حجاج را در نظر داشته باش و او را گرامى دار چراكه او كسى است كه اين منبرها را براى شما مهيا ساخته و چون شمشيرى بر سر دشمنان تو است ،
هامش
( 1 ) . حيات الحيوان 1 / 170 .
( 2 ) . معجم البلدان 5 / 349 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب 2 / 212 .
( 4 ) . شرح نهج 15 / 242 به نقل از كتاب افتراق هاشم و عبد شمس اثر دباس ، اينروايت قبل از شرح نهج نيز در كامل مبرد 1 / 222 ، سنن ابى داود 4 / 209 ، ابداية و النهاية 9 / 131 ، النصايح الكافيه ابن عقيل به نقل از جاحظ و رسائل جاحظ 2 / 16 نقلشده است .