بهپايان رسيد ولى مقدمهاى براى اعتراضهاى بعدى بود .
در شام نيز اولين نشانههاى خشم و آزردگى عمومى آشكار گشته و موجب اين شده بود كه يزيد ، ابن زياد را براى قتل امام حسين عليه السّلام به باد ملامت گيرد ، اما شديدترين عكسالعمل در سرزمين حجاز به وقوع پيوست ، در آغازين روزهاى حكومت يزيد عبد الله بن زبير به مكه رفته و آنجا را براى مبارزه با يزيد پايگاه خود قرار داد و از فاجعه كربلا چون ابزارى براى خوردهگيرى به نظام يزيد استفاده نمود ، او خطبهاى خواند و در آن عراقيان را به بىوفايى متهم كرد و امام سجاد عليه السّلام را مدح نموده به تقوى و عبادت توصيف نمود .
در مدينه نيز امام زين العابدين عليه السّلام هنگام بازگشت از سفر شام و عراق خطبهاى در ميان مردم ايراد نمود ، تاريخنويسان آوردهاند :
امام قبل از وارد شدن به شهر مردم را در خارج شهر جمع نموده و در ميان آنان خطبهاى ايراد كردند :
سپاس خدايى را كه پروردگار جهانيان ، صاحب اختيار روز قيامت و پرورشدهنده همه خلايق است ، همان خدايى كه دور گرديده و در بلنداى آسمان ارتفاع گرفته و چنان نزديك گشته كه شاهد نجواى بندگان نيز هست ، او را بر مصيبتهاى بزرگ ، فجايع روزگار ، سوزش گزندگان ، بلاهاى گران و مصيبتهاى بزرگ ، وحشتناك ، ناگوار و كشنده سپاس مىگذاريم .
اى قوم ، خداى متعال - كه او را سپاس باد - ما را به مصيبتهاى گران و شكاف عظيمى در اسلام مبتلا نموده است ، ابا عبد الله الحسين عليه السّلام كشته شد ، زنان و فرزندانش اسير گشتند و سرش را بر نوك نيزه شهر به شهر گرداندند ، اين مصيبتى است كه بالاتر از آن مصيبتى نيست .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: منذر حكيم
ص٨٦