تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
كنون سعى در گمراهى آنان داشته است ، به روشنى پيدا است كه يزيد به دليل كينه شخصى و عدم بلوغ سياسى از درك عمق قيام امام حسين عليه السّلام عاجز بود و عواقب خطرناك آن را براى حكومتش جدى نمىگرفت . شايد بزرگترين شاهد بر اين خيال باطل يزيد نامه‌اى باشد كه در ابتداى خلافت به حاكم مدينه نوشت كه از امام حسين عليه السّلام بيعت بگيرد و در صورت امتناع امام حسين عليه السّلام از بيعت او را به قتل رسانده و سرش را به شام نزد وى بفرستد . در ادامه سخن از غلط بودن محاسبات يزيد مىتوان به جريان انتقال كاروان اسيران از كربلا به كوفه و از آنجا به شام اشاره كرد كه با انجام كارهاى خشونت‌بار منعكس‌كننده تمايلات جنايتكارانهء او بود ، در حالىكه يزيد هنگامى از عمق خطر جنايتى كه مرتكب آن گرديده بود آگاه شد كه خبرهاى ناگهانى از بازتاب‌هاى اين حادثه بر او باريدن گرفت و افكار عمومى درباره قتل ريحانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را زير سؤال قرار داد ، در اينجا بود كه تلاش كرد تا مسئوليت اين جنايت هولناك را به گردن ابن زياد بيندازد و به امام سجاد عليه السّلام عرض كرد : خدا پسر مرجانه را لعنت كند ، به خدا قسم كه اگر خود با پدرت روبرو شده بودم چيزى از من نمىخواست مگر اينكه به او مىدادم و با تمام توان از كشته شدنش جلوگيرى مىكردم ، ولى خواست خدا همان بود كه ديدى ، از مدينه با من مكاتبه كن و هردرخواستى داشتى مرا باخبر گردان « 1 » . امام سجاد عليه السّلام در زمان حضور در شام با منهال بن عمرو ملاقات كرد ، منهال عرض كرد : يابن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله حالتان چگونه است ؟ امام رو به او كرده
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 5 / 462 ، ارشاد ، 2 / 122 .