25 . و حق شاگردانت اين است كه بدانى خداوند متعال به جهت دانشى كه به تو داده و از گنجينهء دانش خويش درى بر تو گشوده تو را سرپرست آنان قرار داده است ، اگر به خوشرفتارى مردم را بياموزى و با آنها بداخلاقى نكنى و دلتنگ نشوى خدا از فضل خويش به تو بيشتر عطا كند و اگر از دانش خود به مردم دريغ كنى و چون از تو دانش خواهند با آنها بدخلقى نمائى سزاوار است كه خداوند دانش و آبرويى كه آن را از راه دانش به دست آوردهاى از تو بگيرد و عزت تو را از دلها براند .
26 . حق زن آنست كه بدانى خداوند وى را براى آسايش و آرامش تو قرار داده و بدانى كه اين نعمت از خدا است و او را گرامى دارى و به نرمى با وى رفتار كنى و اگرچه حق تو بر او بيشتر و واجبتر است ولى او هم بر تو حق ترحم دارد زيرا اسير تو است خوراك و پوشاك به او بده و اگر جهالت ورزيد او را ببخش .
27 . حق بنده تو آنست كه بدانى او نيز آفريدهء پروردگار تو است ، پسر پدر و پدر مادر تو [ آدم و حوا ] ، و گوشت و خونش با تو يكى است ، تو او را نيافريدى ، خدائى كه تو را آفريده او را هم آفريده و تو حتى هيچ عضوى هم براى او خلق نكردهاى و روزى وى را نمىدهى ، خدا است كه روزى او را مىدهد ، سپس او را به تسخير تو درآورده و او را به دست تو امانت سپرده و به وديعت نهاده تا هراحسانى به او كنى براى تو نگهدارد ، پس همچنان كه خدا به تو احسان كرده تو هم به آن بنده احسان كن و اگر او را نمىپسندى عوضش كن و آفريدهء خداى عز و جل را عذاب مكن و توانائى نيست جز به كمك خدا .
28 . حق مادرت اين است كه بدانى تو را در شكم خود حمل كرده جايى كه هيچكس كسى را در آنجا جاى ندهد . غذا و نيرو از محصول قلب خود به تو داده كه هيچكس به كسى نمىدهد و با همه اعضاى خود تو را نگاه داشته ، سيرى و نوشيدن تو را با گرسنگى و تشنگى خود خريده ، خودش برهنه مانده و تو را پوشانيده ، آفتاب خورده و بر تو سايه انداخته ، براى خاطر تو بىخوابى كشيده و تو را از سرما و گرما نگهدارى كرده تا فرزند او باشى و تو جز با يارى و توفيق خدا نتوانى شكر او گزارى .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٦٥