آيه مىفرمايد : ( در اين [ راه ] ها ، شبان و روزان آسودهخاطر بگرديد ) ، « آمنين » يعنى : در امان و آسودهخاطر از انحراف . » « 1 »
4 . از امام زين العابدين عليه السّلام روايت شده كه روزى در منى با حسن بصرى برخورد كرد كه در حال موعظه كردن مردم بود ، ايستاد و گفت : « دست نگه دار ، از تو سؤالى دارم ، آيا اگر فردا مرگ تو فرارسد . از حالتى كه هماكنون دارى بين خود و خدا راضى هستى ؟ »
گفت : نه
حضرت فرمود : آيا هيچ به اين فكر كردهاى كه از اين حالت كه آن را دوست ندارى به حال ديگرى درآيى كه آن را مىپسندى ؟ »
حسن مدّتى سر به زير انداخت و سپس گفت : اگر بگويم آرى سخن راستى نگفتهام .
امام فرمود : « آيا اميدوار هستى كه بعد از محمّد پيامبرى بيايد كه تو با او سابقهاى داشته باشى [ از اصحابش باشى ] ؟ »
گفت : نه .
فرمود : « آيا اميدوار هستى از خانهاى كه در آن هستى [ دنيا ] به خانهء ديگرى [ آخرت ] منتقل شوى و براى رسيدن به آن تلاشى كنى ؟ »
گفت : نه .
فرمود : « آيا كسى را كه مختصر عقلى داشته باشد ديدهاى كه به اين مقدار براى خود رضايت داشته باشد ؟ تو در حالى هستى كه آن را دوست ندارى و به صورت جدى به فكر تغيير حال خود هم نيستى ، بعد از محمّد اميد پيامبر ديگرى و خانهاى غير از خانهاى كه در آن زندگى مىكنى كه براى رسيدن به آن به فعاليت بپردازى ندارى و با اين وصف مردم را موعظه مىكنى ؟ » چون امام عليه السّلام او را ترك كرد حسن بصرى پرسيد : اين شخص كه بود ؟
هامش
( 1 ) . شيخ طبرسى ، احتجاج : احتجاجات امام سجاد عليه السّلام .