به چنين عملى مىنمايند » سپس فرمودند : « اين مسئله [ ازدواج فرزندان آدم با يكديگر ] قابل انكار نيست ، همهء اين مسائل مطابق با شريعت بوده است ، آيا خداوند همسر آدم را از خود او نيافريد و سپس ازدواج با او را بر آدم جايز فرمود ؟ اين شريعتى از شرايع الهى بود و بعد از آن ، امر به تحريم نازل گرديد » « 1 » .
6 . از امام ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت شده است كه پس از شهادت امام حسين عليه السّلام محمد بن حنفيه به دنبال امام سجاد عليه السّلام فرستاد و چون با آن حضرت خلوت كرد گفت : اى برادرزاده ، مىدانى كه پيامبر اكرم وصيت و امامت را بعد از خود براى على بن ابى طالب ، پس از او براى حسن و پس از او براى حسين قرار داده است اكنون پدرت بدون اينكه درباره وصى پس از خود چيزى بگويد كشته شده و بر او نماز گزاردهاند ، من هم عموى تو و برادر پدرت بوده و از نظر سنوسال و سابقه بر تو كه جوان نورستهاى هستى برترى دارم ، پس در امر وصيت و امامت با من مخالفت و كشمكش مكن .
امام سجاد عليه السّلام در پاسخ به او فرمودند : « از خدا بپرهيز و ادعاى چيزى را نكن كه در آن حقى ندارى ، من تو را پند مىدهم تا از نادآنان نباشى ، عمو جان ، پدرم قبل از رفتن به عراق مرا وصى خود قرار داد و ساعتى پيش از شهادت نيز با من عهد امامت بست ، اينك اين شمشير رسول خدا است كه در نزد من است پس خود را در معرض اين امر قرار نده كه من براى تو از كوتاهى عمر و نابسامانى احوال بيم دارم ، خداوند متعال وصيت و امامت را تنها در نسل حسين عليه السّلام خواسته و بس و اگر تو مىخواهى اين حقيقت را باور كنى برخيز تا با هم نزد حجر الاسود رفته آن را به داورى در اينباره بخوانيم » .
امام باقر عليه السّلام فرمايد : « اين مناظره در مكه روى داد و آن با هم نزد حجر الاسود رفتند ، امام سجاد عليه السّلام به محمد حنفيه فرمود : « ابتدا شما آغاز به نيايش به درگاه خداوند متعال كنيد و از او بخواهيد تا اين سنگ را به نفع شما به سخن درآورد ، سپس از سنگ سؤال كنيد » ، محمد شروع به نيايش كرد و از خدا خواست تا حجر الاسود را در تأييد او به زبان آورد ، آنگاه از سنگ
هامش
( 1 ) . شيخ طبرسى ، احتجاج : احتجاجات امام سجاد عليه السّلام .