گفتند : على بن الحسين . گفت : از خاندان علم ! ، پس از اين ماجرا ديگر كسى نديد كه حسن بصرى مردم را موعظه كند « 1 » .
5 . ابو حمزهء ثمالى از امام سجاد عليه السّلام روايت كرده به مردى از قريش چنين فرمود : « زمانى كه خداوند توبهء آدم و حوا را پذيرفت ، آدم با حوا آميزش كرد و تا قبل از اين قضيه هرگز چنين كارى نكرده بود ، آدم براى خانهء خدا و اطراف آن احترام زيادى قائل بود ، لذا به هنگام آميزش با حوا از آن محدوده خارج مىگرديد و در منطقهء حل مبادرت به اين كار مىكرد و براى بازگشت به منطقهء حرم ابتدا هردو غسل مىكردند و سپس به محدودهء خانهء خدا داخل مىشدند .
حضرت چنين ادامه دادند كه : « از آدم و حوا بيست پسر و بيست دختر متولد شدند .
اولين بار كه حوا وضع حمل كرد يك پسر و يك دختر به دنيا آورد به نامهاى « هابيل » و « اقليما » و دوّمين بار وضع حمل يك پسر و يك دختر به نامهاى « قابيل » و « لوزا » به دنيا آورد كه اين دختر ( لوزا ) زيباترين دختر آدم بود . وقتى اين چهار به سن رشد رسيدند ، آدم ترسيد كه فتنهاى روى دهد . لذا آنها را خواست و گفت : اى هابيل مىخواهم لوزا را به ازدواج تو درآورم و اى قابيل مىخواهم اقليما را به ازدواج تو درآورم . قابيل گفت : من اين كار را نمىپذيرم آيا من با خواهر زشتروى هابيل ازدواج كنم و هابيل با خواهر زيباى من ازدواج كند ؟ آدم گفت :
قرعه مىكشيم و هركدام از اين خواهران به نام هركدام از اين برادران درآمد با او ازدواج كند ، قرعهء لوزا به نام هابيل و اقليما به نام قابيل درآمد و به همين ترتيب ازدواج كردند پس از آن ازدواج كردن با خواهر از طرف خدا تحريم شد . »
مرد قريشى گفت : آيا هابيل و قابيل از آن دو خواهر صاحب فرزند هم شدند ؟ حضرت فرمودند : « آرى » مرد گفت : اين همان كارى است كه مجوسيان هماكنون انجام مىدهند .
امام عليه السّلام فرمودند : « مجوسيان پس از حرام شدن اين كار توسط خداوند متعال مبادرت
هامش
( 1 ) . شيخ طبرسى ، احتجاج : احتجاجات امام سجاد عليه السّلام .