ائمهء اطهار عليه السّلام در فن احتجاج و مناظره برجسته بوده و از اين طريق توانسته بودند بر حريفان خود غلبه كرده و شايستگى علمى خود را به اثبات برسانند بهگونهاى كه هيچ شكى در اينكه آنان از جانب خداوند متعال يارى مىشدهاند باقى نمىماند . چنانكه يكى از دشمنان آنها در توصيفشان گفته است : آنان خاندانى هستند كه از پستان دانش شير نوشيدهاند .
علامهء طبرسى تعدادى از احتجاجهاى چهارده معصوم ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت زهرا عليها السّلام ، و دوازده امام عليهم السّلام ) را در كتاب خود به نام « الاحتجاج » جمع كرده است و ما اكنون به بعضى از اين مباحثات اشاره مىكنيم :
1 . مردى از اهل بصره ، به نزد على بن الحسين عليه السّلام آمده و گفت : اى على بن الحسين جدّت على بن ابى طالب مؤمنان را كشته است ، در اين هنگام ناگهان چشمان امام زين العابدين پر از اشك شد و چندان اشك ريخت كه مشت ايشان پر از اشك شد و حضرت آن را بر زمين ريخته فرمودند :
اى برادر بصرى ، نه ، به خدا سوگند چنين نيست . به خداوند سوگند كه على عليه السّلام نه هيچ مؤمنى را كشته است و نه هيچ مسلمانى ، مردم تظاهر به اسلام مىكردند امّا در واقع مسلمان نبودند ، آنان كفر خود را پنهان كرده و تظاهر به اسلام مىكردند ، هنگامى كه براى اظهار كفر كمككارانى يافتند كفر باطنى خود را اظهار كردند . و . . .
صاحبة الجدب و . . . مىدانند كه اصحاب جمل ، صفين و نهروان توسط پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله لعن شدهاند و دروغگويان زيان ديدند .
در اين هنگام پيرمردى كوفى به آن حضرت گفت : اى على بن الحسين جدت مىگفت : برادران ما بر ما ستم كردند [ اهل فتنه را برادر خطاب فرمود ] .
امام سجاد عليه السّلام فرمودند :
آيا كتاب خدا را نخواندهاى ( ؛ و به سوى عاد ، برادرشان هود را [ فرستاديم ] ) پس قوم عاد مثل خود او بودند كه خداوند هود و ايمانآورندگان را نجات داده و بقيه را با بادى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٣٤