تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
زندهء برپا دارنده‌اى ، پادشاهان دروازهء كاخ‌هاى خود را بسته و بر آن نگهبان گمارده‌اند اما درهاى رحمت تو بر هرگدايى باز است ، آمده‌ام تا نظر رحمتى بر من اندازى . پس اين اشعار را خواند : « اى آنكه دعاى بيچارگان را در دل تاريك شب اجابت مىكنى ، اى آنكه بر طرف كنندهء اندوه ، بلا و بيمارى هستى ، همهء ميهمانانت در اطراف خانه‌ات به خواب رفته‌اند ، امّا اى قيوم تواى كه به تنهايى بيدارى ، خداوندا من تو را مىخوانم چنان‌كه خود فرمانم داده‌اى ، پس به حق خانه و حريمت به گريه‌ام رحم كن ، اگر گنهكار اميد به بخشايشت نداشته باشد ، پس كيست كه باران نعمت بر گنهكاران ببارد » « 1 » . اصمعى گويد : آن جوان را تعقيب كردم و ديدم زين العابدين عليه السّلام است . چنين روايتى از طاووس يمانى هم روايت شده است كه گفت : در دل شب مردى را آويخته به پردهء كعبه يافتم كه مىگفت : « اى آنكه در هرنياز تو تنها اميد منى ، شكايت بيچارگىام را پيش تو آورده‌ام شكايتم را بشنو ، اميدم ، تو مشكل‌گشاى منى ، گناهانم را ببخش و حاجتم را برآور ، توشه‌ام در اين دل شب ناچيز است كه مرا به مقصد نخواهد رساند ، بر كمى توشه بگريم يا از دورى مقصد بنالم ، اعمال زشت و ناپسندى به درگاهت آورده‌ام ، و در ميان خلايق كسى را به مانند خود زشتكار نمىيابم ، اى نهايت آرزوى من آيا مرا به آتش
هامش
( 1 ) .يا من يجيب دعاء المضطرّ في الظلم * يا كاشف الضرّ و البلوى مع السقم قد نام وفدك حول البيت قاطبة * و أنت وحدك يا قيّوم لم تنم أدعوك ربّ دعاء قد أمرت به * فارحم بكائي بحقّ البيت و الحرم إن كان عفوك لا يرجوه ذو سرف * فمن يجود على العاصين بالنعم ؟
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 232 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى