جمع بين روح انقلابى ، حماسى و ضد طاغوت با معرفت و شناخت خداوند متعال و عبادت شديد بود كه خود اين زندگى بابركت ، پاسخ قاطعى به سؤالاتى از اين دست است كه آيا مىتوان از يكسو ميان دعا و مناجات و از ديگر سوى روح نهضت و فداكارى جمع كرد ؟
شايد منشأ پيدايش اين سؤالات اين باشد كه بعضى گمان كردهاند خالى كردن فكر و انديشه براى جهاد اكبر ، مبارزه با نفس ، رياضتهاى شرعى و پرداختن به عبادت آنان را از مبارزه و كارهاى انقلابى و روح جهاد بىنياز مىكند چراكه از اين كارها به جهاد اصغر تعبير شده است اما آنان از اين حقيقت غافلند كه : عمل كردن به همين جهاد اصغر يكى از محورها و عوامل اساسى براى ايجاد زمينههاى جهاد اكبر در معنى وسيع آن است و ترك جهاد در بيشتر موارد ناشى از شكست پنهانى در يكى از ميدانهاى جهاد اكبر است بنابراين ملازمه ميان شدت تقيه و شدت شجاعت ملازمهاى منطقى است ، چراكه همين ملازمه بيانگر حقيقت فراگير شريعت و دين حنيف الهى است كه شامل همهء ابعاد زندگى فردى و اجتماعى انسان است .
معرفت توحيدى و مبارزه دو صفت بارزند كه زندگى ائمه عليهم السّلام به هردو عينيت بخشيده است ، چراكه هيچگاه سيرهء آنان از ايندو خالى نبوده است اگر در مناجاتهاى خلوت از سويى و خطابههاى ميدان نبرد از ديگر سوى تعمق كنيم اين نكته را به وضوح در خواهيم يافت .
روح جهاد و مبارزهء امام سجاد عليه السّلام از كلمات آن حضرت در شام و مجلس يزيد بن معاويه كه امام سجاد عليه السّلام در آن به صورت اسيرى در غل و زنجير بودند يا از جواب دندانشكن ايشان به ابن زياد در دار الامارهء كوفه كه در جواب تهديد به قتل فرمودند : « آيا ما را از مرگ مىترسانى در حالىكه كرامت ما خاندان
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: منذر حكيم
ص١٩٥