آنان در برابر عدالت ، مروت و انسانيت بوده است .
امام سجاد عليه السّلام مدتى را كه پس از پدر بزرگوارش زنده بود ، در حال گريه به سر برد تا جايى كه يكى از غلامانش به وى عرض كرد : بيم آن دارم كه از گريه خود را هلاك نماييد ، و امام عليه السّلام در پاسخ فرمود :
« إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
إنّي لم أذكر مصرع بني فاطمة إلّا خنقتني العبرة » ؛
* گفت : « من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مىبرم ، و از [ عنايت ] خدا چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد * هيچوقت كشتارگاه پسران فاطمه را به ياد نمىآورم مگر آنكه گريه گلوگيرم مىشود . « 1 » .
ديگرى به آن حضرت عرضه داشت : آيا آن زمان فرانرسيده كه اندوه تو پايان پذيرد ؟ امام سجاد عليه السّلام در پاسخ وى فرمودند :
واى بر تو ، يعقوب كمتر از من مصيبت ديد و شكايت به خدا برد و عرض كرد ( اى دريغ بر يوسف ) او تنها يك پسر گم كرده بود كه آن هم در قيد حيات بود اما من ، پدر و گروهى از خاندانم را ديدم كه پيش چشمم سر از بدنشان جدا كردند » « 2 » .
آن حضرت هرگاه ظرف آب را براى نوشيدن به دست مىگرفتند به ياد تشنگى پدر خود و يارانش مىافتاده و آنقدر مىگريستند كه آن آب با اشك چشم ايشان آميخته مىگرديد و چون در اينباره از ايشان سؤال مىشد مىفرمودند : « چگونه نگريم ؟ پدرم را از آبى منع كردند كه براى درندگان و حيوانات وحشى نيز آزاد بود » « 3 » .
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه 1 / 636 ، سيرهء علي بن الحسين عليه السّلام گريهء آن حضرت بر پدرش .
( 2 ) . اعيان الشيعه 1 / 636 ، سيرهء علي بن الحسين عليه السّلام گريهء آن حضرت بر پدرش .
( 3 ) . بحار الأنوار 46 / 108 به نقل از مناقب آل ابى طالب 4 / 179 و 180 و از حلية الأوليا 3 / 138 .