رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هستم مرا در امان نمىدارد ، چراكه خداوند در قرآن مىفرمايد :
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ ؛
پس آنگاه كه در صور دميده شود ، [ ديگر ] ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد ، و از [ حال ] يكديگر نمىپرسند « 1 » ، شفاعت جدّم نيز مرا در امان نمىدارد ، چراكه خداوند متعال مىفرمايد :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ؛
و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمىكنند « 2 » و خداوند دربارهء رحمت خود اين گونه فرموده است :
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ؛
. . . رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است ) « 3 » و نمىدانم كه آيا از نيكوكاران هستم يا نه ؟ ! « 4 » .
طاووس گويد : على بن الحسين را ديدم كه پس از نماز عشاء تا سحر طواف و عبادت مىكرد ، و چون كسى را نمىديد سر به آسمان بر مىداشت و با خدا چنين مناجات مىكرد :
خداوندا ستارگان آسمانت افول كرده ، چشمان بندگانت به خواب رفته ، اما درهاى رحمتت همچنان به روى درخواستكنندگان گشاده است ، آمدهام تا مرا بيامرزى و مورد رحمت قرار داده و در روز قيامت روى جدم پيامبر را به من بنمايى .
سپس گريست و گفت :
به عزت و جلالت سوگند اگر گناهى مرتكب شدم قصدم مخالفت با تو نبوده و در هنگام معصيت ترديدى در وجودت نداشته و مىدانستم كه گنهكاران را كيفر مىدهى اما قصدم اين نبود كه خود را به عمد در معرض كيفرت قرار دهم بلكه نفسم مرا فريب داد و پردهاى كه بر زشتكارىهايم پوشانيدى مرا مغرور كرد حال چهكسى مرا از عذابت نجات خواهد داد و اگر ريسمان نجاتت را از من ببرى به كدامين ريسمان چنگ توانم انداخت .
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 101 .
( 2 ) . انبياء / 28 .
( 3 ) . اعراف / 56 .
( 4 ) . بحار الأنوار 46 / 101 .