سياسى و واگذار كردن ميدان جامعه به ستمگران و دادن امكان جولان و هجوم بر مردم به آن مىدانستند .
شايد هم پيشنهاد عروة بن زبير كه از دشمنان اهل بيت عليهم السّلام بود براساس تدبيرى سياسى از ناحيهء خود او يا از ناحيهء حكومت بود تا بدين وسيله امام سجاد عليه السّلام را از حضور در صحنهء سياست و اجتماع دور كند ، اما امام عليه السّلام با اين خدعه از صحنه خارج نشده و به حركت مبارزاتى خود ادامه دادند .
2 . امام سجاد عليه السّلام در روايتى فرمودهاند :
همانا حماقت بر عقل ، منكر بر معروف ، شر بر خير ، نادانى بر خرد ، بىقرارى بر بردبارى ، تعدى بر نرمخويى ، قحطى بر حاصلخيزى ، سختى بر آسايش ، ميل به دنيا بر بىاعتنايى به آن ، خاندانهاى ناپاك بر خاندانهاى شريف و شورهزار بر زمينهاى شيرين تسلط و برترى يافته است پس از اين چيرگىها كه همان زندگى در رنج و عذاب است به خدا پناه بريد « 1 » .
نكتهء مهم اينروايت استفاده از كلمهء دولت براى نشان دادن تسلط و چيرگى است كه خود تسلط و چيرگى يكى از آشكارترين عناصر تشكيل دهندهء قدرت حاكم است و حضرت در اينروايت مسئلهء ناصالح بودن حكومت را در لابلاى چند موضوع طبيعى ديگر كه در فكر اصلاح آن بود آورده است .
دوستان ! خاندانهاى شريفى كه در زمانهء امام سجاد عليه السّلام مورد تعدى و دشمنى قرار گرفت كدام خاندان بود ؟ و آيا پناه بردن به خدا از سلطهء حاكم جز رد كردن موجوديت و محكوم كردن سلطهء او معنى ديگرى دارد ؟ و آيا مىتوان
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق 41 / 410 ، ابن منظور ، مختصر 17 / 255 .