كه در آنها حكومت عثمان را به خاطر جنايتى كه در مورد ابوذر انجام داد ، به شدت مورد اعتراض قرار دادند . از جمله در سخنان امام حسين عليه السّلام آمده است :
عمو جان ! خداى تبارك و تعالى قادر است وضعيتى را كه ملاحظه مىكنى ، دستخوش تغيير و تبديل سازد ، به راستى خداوند هر روز در شأن و كارى است ، مخالفانت دنياى خود را از تو دريغ داشتند و تو دينت را از آنان دريغ داشتى ، از آن چه دريغت داشتند چقدر بىنيازى ، و به آنچه از آنان دريغ داشتى چه بسيار نيازمندند ؟ بنابراين ، از خداوند صبر و بردبارى بخواه و از حرص و آز و ناشكيبايى به خدا پناه ببر ، زيرا صبر و بردبارى از دين و بزرگ منشى است . حرص و آز ، رزق و روزى به بار نمىآورد و ناشكيبايى مرگ كسى را به تأخير نمىاندازد . « 1 »
ابوذر ( با شنيدن اين سخن ) سخت گريست و با آخرين نگاه وداعش بر اهل بيتى كه خالصانه به آنها عشق و محبت مىورزيد ، آنان را چنين مخاطب ساخت :
اى خاندان رحمت ! خداوند شما را مشمول رحمت خويش قرار دهد ، آنگاه كه چشمم به جمال شما روشن مىشود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد مىآورم . من در مدينه چيزى كه موجب آرامشم گردد و يا غم و اندوهى غير از جدايى از شما ندارم .
وجود من در حجاز بر عثمان گران آمد همانگونه كه بر معاويه در شام گران آمد و از اينكه من در كنار برادر و پسر دايىاش در اين دو شهر اقامت كنم و مردم را بر ضد آنها بشورانم ، ناخرسند بود . از اينرو ، مرا به سرزمينى تبعيد كرد كه يار و ياور و مدافعى جز خدا نداشته باشم ، به خدا سوگند ! يار و همدمى جز خدا نمىخواهم ، و آنجا كه خدا با من است ، هيچگونه بيم و وحشتى ندارم . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 22 / 412 ، و به مروج الذهب 2 / 350 ، مراجعه شود .
( 2 ) . بحار الانوار 22 / 412 ، و به مروج الذهب 2 / 350 مراجعه شود .