توشه برگيريد ، اينك لحظهء جدايى شما از مادرتان فرارسيده و وعدهء ديدارتان در بهشت خواهد بود . »
امام حسن و امام حسين عليهما السّلام جلو آمده و فرياد مىزدند : چه حزن و اندوهى ! كه پس از رحلت و فقدان جدّمان رسول خدا و مادرمان فاطمه پايانى ندارد .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود :
خدا را گواه مىگيرم [ وقتى حسنين خود را روى بدن مادر افكنده بودند ] زهرا عليها السّلام نالهاى كرد و دستهايش را از كفن بيرون آورد و آندو را در آغوش گرفت كه ناگهان هاتفى از آسمان فرياد زد : اى ابو الحسن عليه السّلام ! حسن و حسين را از روى بدن مادر بلند كن به خدا سوگند ! كه آندو ، فرشتگان آسمان را به گريه انداختند . « 1 »
به نقل بيشتر روايات امام حسن و امام حسين در مراسم نماز خواندن بر جنازهء مادرشان حضور يافتند و انجام غسل و كفن آن مخدره را امير مؤمنان عليه السّلام عهدهدار شد و شبانگاه به اتفاق حسن و حسين جسم شريف زهرا را از خانه بيرون برده و بر پيكر نازنينش نماز گزاردند . . . « 2 »
در حقيقت ، امام حسين عليه السّلام در مدت كوتاهى به دو رخداد بزرگ و دردناك مبتلا گرديد ، نخست رحلت غم افزاى جد بزرگوارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دوم ، شهادت جانكاه مادر گرامىاش فاطمه عليها السّلام ، دخت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، پس از آن همه رنج و محنت و جور و جفايى كه بر او ، رخ داد .
اگر رنج و اندوه غصب حقوق پدر ارجمندش امير مؤمنان عليه السّلام و فاجعهء غمانگيز كنار نهادنش از عرصهء سياسى را كه به خانهنشينى وى انجاميد ، بر آن مصيبتها بيفزاييم ، شدت رنج و مصائبى كه حسين را در سنّ كودكى در بر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 43 / 179 .
( 2 ) . بحار الانوار 212 .