خبر شهادت مسلم بن عقيل به آن حضرت نرسيده بود .
متن نامه بدين شرح است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
از حسين بن على به برادران با ايمان و مسلمانش ، درود بر شما !
خداى يكتا را در پيشگاه شما سپاس مىگويم كه جز او معبودى وجود ندارد .
اما بعد ؛ نامهء مسلم بن عقيل به دستم رسيد و مرا در جريان ديدگاه به حق و گردهمايى سران و بزرگانتان مبنى بر يارى رسانى و مطالبهء حقوق به يغما رفتهء ما قرار داد ، از خداى متعال مسئلت دارم فرجام كار ما را به خير گرداند و در اين راستا بزرگترين پاداش را به شما عنايت فرمايد ، من نيز روز سهشنبه هشتم ذى حجه روز ترويه از مكه به سويتان رهسپار شدم ، با رسيدن پيكم نزدتان ، به سرعت كارهايتان را سروسامان دهيد و در انجام آنها بكوشيد ، كه من خود نيز در چند روز آينده ، نزد شما خواهم آمد و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » و نامه را توسط قيس بن مسهر صيداوى به كوفه فرستاد . « 1 »
اقدامات جنايتآميز امويان
خبر حركت امام عليه السّلام به سمت كوفه ميان مردم منتشر شد و موقعيت امويان دچار آشفتگى شد و نيروهاى حاكم احساس بيم و هراس نموده و خود را در تنگنا ديدند ، سوارانى كه از راه مىرسيدند ، اخبار مربوط به حسين عليه السّلام انقلابگر بزرگ را بازگو مىكردند . بدين ترتيب ، خبر به عبيد اللّه بن زياد رسيد ، وى نيروها و سربازانش را بسيج كرده و طرحى را به اجرا گذاشت كه راه بر امام حسين عليه السّلام ببندد و از رسيدن آن حضرت به كوفه جلوگيرى به عمل آورد . از
هامش
( 1 ) . ارشاد 2 / 70 ، البداية و النهايه 8 / 181 ، بحار الانوار 44 / 369 .