در منطقهء صفاح
امام عليه السّلام به راه خويش ادامه داد تا به منطقهء « صفاح » « 1 » رسيد و در آنجا به فرزدق شاعر برخورد و وضعيت مردم كوفه را از او جويا شد ، فرزدق به دو عرضه داشت : دلهاى مردم با شما و شمشيرهايشان با بنى اميه است و مقدّرات در پيشگاه خداست .
امام عليه السّلام فرمود :
( فرزدق ) ! درست گفتى ، قدرت در دست خداست و او هرزمان فرمان تازهاى دارد ، اگر رخدادها بر طبق مراد باشد ، خدا را در قبال نعمتهايش سپاسگزاريم و در سپاس و شكر گزارىاش مددكار ماست و اگر پيشآمدها مانع دستيابى به اهدافمان شد نيز ، آنكس كه داراى نيتّى راستين و اهل تقوا و پرواپيشه است ، از مسير صحيح خارج نگرديده است . « 2 »
امام عليه السّلام همچنان با عزم و اراده به راه خويش ادامه داد و سخنان فرزدق در زمينهء بريدن مردم از او و هماهنگى با امويان ، وى را از تصميم خود منصرف نساخت .
نامهء امام عليه السّلام به مردم كوفه
هنگامى كه امام حسين عليه السّلام به « حاجر » در منطقهء بطن ذى الرمه - يكى از توقفگاههاى حاجيانى كه از صحرا و بيابان وارد مىشوند - رسيد ، طى نامهاى به پيروانش در كوفه خواست آنان را از جريان آمدنش آگاه سازد و هنوز
هامش
( 1 ) . محلى بين حنين و علائم و نشانههاى حرم ، سمت چپ ورودى مكه از طريق مشاش . معجم البلدان 3 / 412 .
( 2 ) . مقتل مقرم / 203 ، البداية و النهاية ابن كثير 8 / 180 ، در بيان خروج حسين عليه السّلام به سمت عراق .