غزواتش چنين مىكرد و ميان همسران خويش قرعه مىانداخت و آنان را با خود مىبرد ، ولى در مورد وجود مقدس ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام همراه بردن اعضاى خانوادهاش نوعى اتمام حجت قوى بر مسلمانان در جهت يارى كردن آن حضرت تلقى مىشد و معنايش اين بود كه اگر دوستدار حسين عليه السّلام به شمار مىآيند و سعى در يارى و دفاع از آن بزرگوار دارند ، اكنون كه ميان خانوادهاش قرار دارد ، سزاوارتر به يارى و كمك است ، هرچند با شخص آن حضرت مخالفت داشته باشند ، ولى زن و فرزند او كه دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند ، گناهى مرتكب نشدهاند ، به ويژه كه به ادعاى امويان ، اختلاف تنها بر سر خلافت بوده است .
3 . به گفتهء تاريخنگاران هنگامى كه امام حسين عليه السّلام تصميم گرفت ، از مكه بيرون رود ، خطابهاى ايراد كرد كه در آن آمده است :
« خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة ، و ما اولهني الى أسلافي اشتياق يعقوب الى يوسف ، و خيّر لي مصرع انا لاقيه ، كأنّي بأوصالي تقطّعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلاء ، فيملانّ منّى اكراشا جوفا و أجربة سغبا ، لا محيص عن يوم خطّ بالقلم رضا اللّه رضانا اهل البيت ، نصبر على بلائه و يوفيّنا أجور الصابرين ، لن تشذّ عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لحمته و هي مجموعة له فى حظيرة القدس ، تقّربهم عينه ، و ينجز بهم وعده ، من كان باذلا فينا مهجته و موطّنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا ، فانّي راحل مصبحا ان شاء اللّه تعالى » ؛ « 1 »
اى همراهان ! مرگ و رخت بربستن از اين دنياى ناپايدار ، براى فرزندان آدم چونان
هامش
( 1 ) . احقاق الحق 11 / 598 ، كشف الغمه 2 / 204 .