تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ابن زياد ميان مردم كوفه به سرسختى و قساوت معروف بود و طبيعى به نظر مىرسيد ورود او به اين شهر و سخنرانى آتشين‌اش بر اندام مخالفان سياست وى لرزه‌اى اندازد ، از اين‌رو ، آثار دلسردى و عدم همكارى و ترس و بيم در مردم كوفه و رهبران آن‌ها پديدار گشت ، به همين دليل مسلم بن عقيل در روند حركت خويش به سمت هدف موردنظر ، به وسيله‌اى جديد متوسل شد و با انتقال به خانهء هانى بن عروه تبليغ و فعاليت‌هاى خويش را جز از ياران با وفايش ، از ديگران نهان مىداشت . هانى در آن روز رئيس قبيله مراد و در كوفه صاحب نفوذ بود و مردم به سخنان او ارج نهاده و فرمانش را مىپذيرفتند . « 1 »

مسلم و ترور ابن زياد

مسلم بن عقيل - رضوان اللّه عليه - حامل رسالتى و الا و از اخلاق بسيار پسنديده‌اى برخوردار بود كه آن را از خاندان نبوت آموخته بود و در جهت آشنايى به كليهء آداب و رسوم جامعه‌اى كه در آن مىزيست ، از بينش و آگاهى فوق‌العاده‌اى بهره‌مند بود . در موقعيتى كه مسلم بن عقيل به آسانى مىتوانست با ترور ابن زياد او را از سر راه بردارد ، به علل و انگيزه‌هاى مختلفى ، از انجام اين كار سر باززد . روايت شده ، وقتى شريك بن اعور در خانهء هانى بن عروه اقامت گزيد ، به بيمارى شديدى گرفتار شد . عبيد اللّه بن زياد با شنيدن خبر بيمارى شريك به عيادت وى آمد ، همين‌جا شريك به مسلم پيشنهاد ترور ابن زياد را داد و به دو گفت : ( مسلم ! ) هدف تو و پيروانت به هلاكت رساندن اين فرد ستم‌پيشه است ،
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 2 / 89 و اخبار الطوال 213 ، و اعلام الورى 1 / 438 .