عثمان ، از شكل گرفتن قدرت اقتصادى اسلام جلوگيرى به عمل آورده و در مراكز و دستگاههاى حكومتى راه يافتند و معاويه از زمان عمر طى دوران فرمانروائى خود بر شام ، توانست جامعهاى بر مبناى هوسهاى نفسانى كينه توزانهاش نسبت به اسلام و پيامبر و اهل بيتش ايجاد نمايد . معاويه و پدرش كه پدر بزرگ ، دايى و برادرش را در نبرد بر ضد اسلام قبل از فتح مكه از دست داده بود ، در روز فتح ، خوار و شكست خورده و وا مانده ، به اسلام گرويدند و در شمار آزادشدگان قرار گرفتند .
نظام حاكم ، طى اين دوران - يعنى از زمان رحلت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تا پايان حكومت عثمان - نسبت به رسالت اسلامى و گسترش و جايگزين ساختن آن در دل مردم ، هيچگونه توجهى از خود نشان نداد . و در جهت ريشه كن ساختن عقدهها و بيمارىهاى روانى و آداب و رسوم قبيلهاى ، دست به تلاشى نزد بلكه تمام توجه حاكمان ، پرداختن به فتوحات و كشور گشايى بود ، تا بر قلمرو حكومت خويش افزوده و به غنائم و اموال فراوانى دست يابند .
امام على بن ابى طالب عليه السّلام از لحظهء وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله تلاش فراوانى مبذول داشت ، تا امت ، شخصيت اسلامى خود را از دست ندهد و از انحراف آنها بكاهد . از اينرو ، با دخالت در امور ، هيئت حاكمه را گاهى با نرمى و ملايمت و گاهى با تندى يارى مىداد و با ترجيح دادن مصلحت عمومى اسلام بر ساير مصالح ، در جهت بازپسگيرى حق قانونى خود در خلافت ، از درگيرى و كشاكش مستقيم با آنان پرهيز مىكرد . « 1 »
آن روز كه امام على عليه السّلام به شهادت رسيد ، در حقيقت مسلمانان ، مصلح
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 248 .