نيست ، بلكه چه بسيار اتفاق افتاده كه تأثير سخن و انعقاد پيمان و قرارداد ، در مراحل خطرناك ، داراى اثرى بيشتر و از كارآيى فزونترى برخوردار بوده است . در همه حالات ، هدف ، حفظ و حراست رسالت اسلامى و مسلمانان مطرح است تا نقش نفاق و دشمنى كه از نشانههاى بارز خاندان بنى اميه به شمار مىآمد و فرمانروايانشان نيز آن را نسبت به اسلام در دل نهان داشتند ، روشن گردد .
امام حسين با قرار گرفتن در كنار برادر ارجمندش امام حسن عليه السّلام ، كليهء حوادث و رخدادهايى را كه برادرش با آن دست به گريبان بود ، نظارهگر بود ، آن دو بزرگوار در اظهارنظر و موضعگيرىها ، با يكديگر كاملا هماهنگ بودند ، امام حسين عليه السّلام پس از آنكه به خوبى شاهد بود ، چگونه انحرافى كه در سقيفه به وجود آمد ، در اين مرحله تكامل يافته و به گونهاى در پيكر امت راه يافته بود كه مسلمانان آمادگى حضور در نهضت امام حسن عليه السّلام را از دست داده و به دستورات آن بزرگوار پاسخ مثبت نمىدادند ، به همين سبب در مسير ارشاد و راهنمائى مردم ، به حمايت از برادر برخاست .
امام مجتبى عليه السّلام از تمامى مكر و نيرنگ و دسيسههاى معاويه آگاهى داشت و اكثريت سپاهيان عراق در قبضهء معاوية بن ابى سفيان و دارودستهاش قرار داشتند ، در صورتى كه همين سپاه در گذشته ستون فقرات سپاه امام على عليه السّلام را تشكيل مىداد .
بر امام حسن عليه السّلام پوشيده نبود كه اگر - به فرض با معاويه درگير شود - ماجرا به سود معاويه تمام خواهد شد و قطعا به شهادت و يا اسارت خود امام و برادر بزرگوارش امام حسين عليه السّلام و بنى هاشم و پيروان واقعى آنها مىانجامد و اين درحالى بود كه مسلمانان در جمع خود به پيشوايى معصوم نياز داشتند
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: منذر حكيم
ص١١٢