تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
تا عناصر باقيمانده را رهايى و نجات دهد و آن‌چه را به تباهى رفته ، سرو سامان بخشد ، زيرا رسالت اسلامى ، آخرين رسالت الهى به شمار مىآمد و ناگريز مىبايست آن‌چه را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امام على بن ابى طالب عليه السّلام بنا نهاده بودند ، كامل گردد . از اين موضوع مشخص مىشود سخنان برخى از تاريخ‌نگاران كه گفته‌اند : امام حسين عليه السّلام از عملكرد امام حسن عليه السّلام ناراضى بود و به دو گفت : تو را سوگند مىدهم ، كه مبادا سخنان معاويه را باور كرده و سخنان پدرت را تكذيب كنى . و امام حسن در پاسخ او گفت : ساكت باش ، من از تو بهتر مىدانم . به هيچ‌وجه درست نيست . « 1 » افزون بر اين ، امام حسين عليه السّلام از تمام افراد نامى دوران خود كه به مواضع حكيمانهء امام مجتبى كه چاره‌اى جز اتخاذ آن وجود نداشت ، ارج نهادند ، دور انديش‌تر و در امور جامعه و دست‌آوردهاى آن از ديگران ژرف‌انديش‌تر به شمار مىآمد و مقام و منزلت وى برجسته‌تر از آن بود ، كه مصلحت كارهايى كه برادرش انجام داده و ديگران آن‌ها را دريافتند ، بر آن حضرت پوشيده بماند تا در مقابل برادر بزرگوارش چنان موضع مورد ادعايى را اتخاذ كند . كسانى كه به امامت و عصمت اين دو امام همام حسن و حسين عليهما السّلام اعتقاد دارند در عدم صحت رواياتى كه سخن از مخالفت امام حسين عليه السّلام با مواضع امام حسن عليه السّلام در ارتباط با صلح با معاويه به ميان آورده ، ترديدى به خود راه نمىدهد . اگر امام حسن و امام حسين عليهما السّلام به عنوان دو پيشوايى كه اطاعتشان واجب است مطرح باشند ، بنابراين آن‌چه را انجام دهند ، تكليف محض الهى بوده و با آن‌چه خدا از آنان خواسته مطابقت دارد . از اين‌رو ، جايى براى بيان چنين
هامش
( 1 ) . سيرة الأئمة الاثنى عشر 2 / 23 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 113 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى