بزرگ خويش را از دست دادند ، امتى كه جنگهاى اصلاحگرانهء بر ضد ناكثان و قاسطان و مارقان ، آن را فرسوده نموده و از پا افكنده بود ، در دوران حسن بن على عليه السّلام توش و توان خود را از دست داد ، زيرا سودجويان و منافقان و كينهتوزان به اسلام ، به سرعت در برابر امام على عليه السّلام صف آرايى كردند و دستورات خداى سبحان و پيامبرش را ناديده گرفته و به مصالح امت بى اعتنايى كردند در صورتى كه حضرت تجسم رهبر حقيقى تلقى مىشد و قادر بود آنان را در مسير حق و عدل الهى رهنمون شود و همين مردم به قانونى بودن رهبرى وى كه آن را از رسالت الهى و رسول خدا كسب كرده بود ، آگاهى داشتند و اين امر مىتوانست خطرى حقيقى شمرده شود و آنان را از صفحهء جامعهء اسلامى محو نمايد ، به همين دليل جنگهاى جمل و صفّين و نهروان به وجود آمد .
امام حسن مجتبى عليه السّلام تصميم گرفت در روند اصلاحگرى و رويارويى با انحراف ، مسلمانان را به قيام وا دارد ، ولى بيشتر مردم ، صلح و امنيت و رو آوردن به رفاه و آسايش را ترجيح دادند . « 1 »
به همين دليل امام حسن عليه السّلام با معاويه - تنها قدرت شكستناپذير شام - با شروط و پيمانهاى مهمى ناگزير به صلح و آشتى گرديد ، تا آرامش و امنيت مسلمانان شايسته را ضمانت كند و به ايجاد پايگاهى مردمى ، كه از آگاهى بيشتر برخوردار بوده و ايمانش به رسالت اسلامى خويش عميقتر باشد ، بپردازد و بدين ترتيب ، جامعهء اسلامى رو به تباهى نرود و رسالت به محو و نابودى كشانده نشود ، زيرا در نزاع و كشمكشها ، همواره شمشير سازگار
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد / 8 - 9 .