شيطان را بر تو مسلط نسازد . اى محمد بن على ! آيا دوست دارى آنچه را دربارهات از پدر شنيدهام برايت بازگو كنم ؟
محمد عرضه داشت : آرى .
امام مجتبى عليه السّلام فرمود :
شنيدم پدر بزرگوارت در جنگ بصره مىفرمود : هركس مىخواهد در دنيا و آخرت با من سر دوستى داشته باشد ، محمد را دوست بدارد ، اى محمد ! اگر بخواهم مىتوانم دربارهء تو آنگاه كه در پشت پدر بودى ، خبر دهم .
اى محمد ! آيا مىدانى كه حسين بن على پس از مرگ من آنگاه كه روح از پيكرم جدا مىشود ، امام پس از من است ؟ حسين اين مقام را كه به ارادهء پروردگار و به حكم وراثت پيامبر مقدر شده ، از ميراث پدر و مادرش احراز مىكند خدا مىداند كه شما بهترين بندگان او هستيد به همين جهت محمد صلّى اللّه عليه و إله را از شما برگزيد و محمد صلّى اللّه عليه و إله نيز على را انتخاب كرد و على مرا به امامت برگزيد و اكنون من حسين را براى امامت برمىگزينم .
محمد بهپا خاست و مراتب اطاعت و فرمانبردارى خود را نسبت به برادر ابراز نمود . « 1 »
به سوى دوست
حال امام عليه السّلام به وخامت گراييد و دردش شدت يافت و در آستانهء احتضار قرار گرفت و پى برد كه دقايقى بيش ، از زندگى گرانمايهاش باقى نمانده است ، رو به اعضاى خانوادهاش كرد و فرمود : مرا به حيات خانه ببريد تا ملكوت آسمانها را بنگرم .
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 2 / 487 - 489 .