خاموش بمانى با تو آغاز سخن كند و در گرفتارىها يار و ياورت باشد و رنجى از او به تو نرسد و از راههاى گوناگون بر تو نتازد و تو را به خوارى و ذلت نكشاند و در بهرهمندىها بر خود مقدم بدارد .
( پس از اين سخنان ) بيمارى حضرت شدت يافت و درد بر او غلبه كرد و نالهء امام بلند شد ، يكى از عيادتكنندگان رو به حضرت كرد و عرضه داشت :
اى فرزند رسول خدا ! مگر جد بزرگوار شما رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و پدر ارجمندتان على عليه السّلام و مادر گرامى شما فاطمه عليها السّلام نيست و خود سالار جوانان اهل بهشت نيستى ؟ بنابراين ناله و فغانتان براى چيست ؟
حضرت با صدايى آرام به او پاسخ داد :
براى دو چيز گريه مىكنم ؛ وحشت از لحظهء ورود بر خداى خود و ديگرى جدايى از عزيزان . « 1 »
ب - وصيت به امام حسين عليه السّلام
با افزايش درد ناشى از مسموميت و وخيم شدن حال امام عليه السّلام آن حضرت برادرش حسين را خواست و به دو وصيت كرد و ودايع امامت را به دو سپرد ، متن وصيت امام مجتبى عليه السّلام بدين شرح است :
« هذا ما أوصى به الحسن بن عليّ إلى أخيه الحسين ، أوصى انّه يشهد أن لا إله الّا اللّه ، وحده لا شريك له ، و أنّه يعبده حق عبادته ، لا شريك له في الملك ، و لا ولّي له من الذلّ و انّه خلق كل شيء فقدّره تقديرا و انّه أولى من عبده و أحقّ من حمد ، من أطاعه رشد ، و من عصاه غوى ، و من تاب اليه اهتدى .
هامش
( 1 ) . امالى صدوق / 133 .