افتاد و او به آرزويش رسيد . به خدا سوگند ! نه به وعدههايش عمل كرد ، و نه در گفتارش صادق بود . « 1 »
پيك مروان به معاويه رسيد و اجراى طرح مسموميّت امام را به وى اطلاع داد . معاويه از شنيدن خبر شهادت امام حسن عليه السّلام نتوانست از ابراز شادى خوددارى كند وى در كاخ سبزش به سر مىبرد با شنيدن اين خبر تكبير گفت و كاخنشينان نيز همراه با وى تكبير سردادند و مردمى كه در مسجد حضور داشتند ، نيز با شنيدن صداى تكبير كاخنشينان تكبير گفتند ، در همين اثناء فاخته دختر قرظه بن عمرو بن نوفل بن عبد مناف ( همسر معاويه ) از پنجرهء اتاقش به درون كاخ نگريست و به معاويه گفت : امير المؤمنين ! خدا تو را شاد گرداند چه شده كه از خوشحالى در پوست خود نمىگنجى ، معاويه گفت : خبر كشته شدن حسن بن على را شنيدهام . فاخته با شنيدن اين سخن ، كلمهء استرجاع
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
را بر زبان آورد و سپس به گريه افتاد و گفت : سالار مسلمانان و فرزند دخت گرامى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به شهادت رسيد . « 2 »
در مورد سوءقصد معاويه به وجود مقدس امام حسن عليه السّلام به وسيلهء زهر به عنوان يكى از روشنترين رخدادهاى تاريخى ، مطالب فراوانى وجود دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مسعودى بهامش ابن اثير 6 / 55 .
( 2 ) . صلح امام حسن / 365 - 366 .
( 3 ) . « در اين خصوص به طبقات ابن سعد ، مقاتل الطالبيين ، مستدرك حاكم ، شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 4 / 17 ، تذكرة الخواص 222 ، استيعاب 41 / 37 كه همه منابع غير شيعىاند ، مراجعه شود .