تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
هيهات ! اى پسر هند جگرخوار ، از راه بسيار ناپسندى براى خود امتياز تراشيدى . كسانى كه اطراف تو گرد آمده‌اند يا با علاقه به سويت آمده‌اند يا با بىميلى . آنان‌كه مطيع تواند ، نافرمان خدا هستند و كسانى كه مجبورند ، به دستور كتاب خدا معذورند . من هرگز نمىگويم من از تو بهترم ، زيرا در تو اصلا خيرى نيست كه من از تو فراتر باشم ، زيرا خداوند همان‌گونه كه مرا از پليدىها پيراسته ساخته ، تو را نيز از فضيلت‌ها محروم ساخته است . « 1 »

مناظرهء دوم

در محفلى ديگر ميان امام و معاويه مناظره‌اى صورت گرفت و شايد از هيجان انگيزترين گردهمائىهاى امام عليه السّلام به‌شمار آيد كه تاريخ به بيان آن پرداخته است . در اين مجلس چهار تن از اركان نظام معاويه و ترويجگران جاهليت وى نظير : عمرو عاص ، وليد بن عقبه بن ابى معيط ، عتبة بن ابى سفيان ، مغيرة بن شعبه ، گرد آمده و از معاويه خواستند امام حسن عليه السّلام را احضار كند تا وى را ناسزا گفته و او را مورد اهانت قرار دهند ، زيرا گرد آمدن مردم پيرامون امام عليه السّلام و بهره‌گيرى علم و دانش و احكام دين از آن حضرت ، براى آنان ناخوشايند بود . گفته مىشود : معاويه حاضر نشد كسى را در پى امام عليه السّلام بفرستد و به دوستانش گفت : « دست به اين كار نزنيد ، به خدا سوگند ! هرگاه نزد من آمد ، از مقام و جايگاه او ، و از رسوايىام به دست وى بيمناك شده‌ام ، و افزود : ( امام ) حسن ، از همهء بنى هاشم زبان‌آورتر است » ولى سرانجام او را واداشتند تا در
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 2 / 306 به نقل از روضة الواعظين نيشابورى .