تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ناميد ، بلكه وى محكوم است و عبد الله بن قيس ( ابو موسى ) آنگاه كه خلافت را براى عبد الله بن عمر مقرر داشت ، مرتكب سه اشتباه شد : با پدرش عمر مخالفت كرد ، زيرا عمر به اين كار راضى نشد و حتى پسر خود را از اعضاى شورا نيز قرار نداد . دوم : با خود عبد الله در اين مورد مشورت نكرد . سوم : مهاجران و انصارى كه حكومت را سرپا نموده و به وسيله آن بر مردم حكومت مىرانند ، در اين باره نظرى ارائه ندادند ولى اصل حكميت داراى مشروعيت است چرا كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله سعد بن معاذ را در ماجراى بنى قريظه حكم قرار داد و او نيز طبق رضاى خدا حكم كرد ، ترديدى نيست اگر مخالفت كرده بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بدان حكميت رضايت نمىداد . « 1 » امام حسن عليه السّلام در سخنرانى بسيار مناسب خود مهم‌ترين نقاط حساسى كه محور نزاع و مشاجره و منع فتنه و آشوب را تشكيل مىداد ارائه نمود و روشن ساخت كسى كه براى حكميت انتخاب مىشود اگر بر مبناى حق حكم كند از گفتارش پيروى مىشود و نظريه‌اش ، به خصومت و دشمنى پايان مىدهد و تسليم خواسته‌ها و تمايلات فاسد نمىشود و ابو موسى در حكميتش تسليم حق نبود بلكه با پيروى از هواى نفس خويش عبد الله بن عمر را كانديد خلافت نمود در صورتى كه پدرش عمر وى را شايسته خلافت ندانسته بود . افزون بر اين‌كه شرط اساسى انتخاب ، اتفاق‌نظر مهاجر و انصار در آن گزينش بود كه چنين چيزى نيز حاصل نشد چنان‌كه امام عليه السّلام در سخنان خويش با استناد به حكميت سعد بن معاذ در بنى قريظه به دستور رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله به مشروعيت حكميت ، كه خوارج در مقام انكار آن برآمده بودند اشاره فرمود .
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 1 / 530 - 532 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 127 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى