از او كينهها به دل دارند ، آيا حاضرى زمام امور را خود بهدست گيرى تا تو را به زمامدارى برگزينيم ؟ ! » . « 1 »
امام حسن عليه السّلام در كمال قاطعيت فرمود : به خدا سوگند ! چنين كارى هيچگاه انجام پذيرفتنى نيست » سپس افزود :
« لكأنيّ أنظر إليك مقتولا في يومك أو غدك ، أما ان الشيطان قد زين لك و خدعك حتى أخرجك مخلقا بالخلوق و ترى نساء اهل الشام موقفك و سيصرعك اللّه و يبطحك لوجهك قتيلا ؛ « 2 » »
گويى امروز يا فردا تو را در ميدان جنگ كشته مىبينم ، شيطان فريبت داده و چنان تو را زينت بخشيده كه خود را آراسته و معطر ساختهاى تا زنان شام با ديدنت فريفتهء تو شوند ولى به زودى خداوند تو را به خاك هلاكت خواهد افكند .
عبيد الله با ناكامى در مأموريتش مأيوس و درمانده نزد معاويه بازگشت و او را در جريان سخنان امام حسن عليه السّلام قرار داد و معاويه گفت : « او پسر پدرش است . » « 3 »
همان روز عبيد الله به طرفدارى از معاويه به ميدان جنگ رفت ، پس از اندكى توسط مردى از قبيله همدان به قتل رسيد . وقتى امام حسن عليه السّلام از ميدان كارزار عبور نمود ، مردى را ديد بر جنازهاى تكيه زده و نيزهاش را در چشم او فرو برده و افسار اسبش را به پاى او بسته است . امام عليه السّلام به اطرافيانش فرمود :
ببينيد اين مرد كيست ؟ همراهان به حضرت اطلاع دادند كه وى مردى از قبيله همدان و شخص مقتول ، عبيد الله بن عمر است . « 4 »
پرواضح است كه اين رخداد از جمله كرامات امام حسن عليه السّلام تلقى
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 1 / 492 .
( 2 ) . حياة الامام الحسن 1 / 492 .
( 3 ) . حياة الامام الحسن 1 / 492 .
( 4 ) . همان .