تأثير نيرنگ و فريب عمرو عاص قرار گرفتند چنانكه منافقان و فرصتطلبان با حمايت و پشتيبانى از افراد نادان ، خواستار وارد كردن فشار بيشتر آنان بر امام مظلوم عليه السّلام شدند .
با فريب خوردن ابو موسى اشعرى - نماينده عراقيان - با حيله عمرو عاص - نمايندهء شاميان - در ماجراى حكميت ، آن دسته از افرادى كه حكميت را بر امام تحميل كرده بودند به اشتباه بزرگى كه در آن گرفتار آمدند ، پىبردند . از اينرو ، متوجه امام شده و از او خواستند كليه تعهداتى را كه در اثر فشار آنان امضاء نموده ، لغو كند و جنگ با معاويه را از سر بگيرد . فراتر از آن ، اظهار داشتند كه حضرت با پذيرفتن حكميّت ، مرتكب اشتباه شده است به همين دليل ، شعار « لا حكم الا اللّه » را كه سبب آشفتگى ديگر و فاجعهء جديدى بين لشكريان امام على عليه السّلام شد ، سر دادند .
از اينجا بود كه امام عليه السّلام جلوگيرى از وقوع حادثه را ضرورى دانست .
بدينترتيب ، فردى را كه از هر جهت مورد اطمينان و احترام مردم بود فرا خواند تا در مورد آنان سخن بگويد و سخنانش به گونهاى باشد كه با دليل و برهان بر حكم ابو موسى اشعرى خط بطلان بكشد و مشروعيت اصل حكميت را براى آنان روشن سازد ، امام عليه السّلام فرزندش امام حسن را براى اين كار برگزيد و به دو فرمود : فرزندم ! بهپا خيز و درباره اين دو تن ، عبد الله بن قيس ( ابو موسى اشعرى ) و عمرو عاص سخن بگو .
امام مجتبى عليه السّلام بهپا خاست و بر چوبهاى منبر بالا رفت و فرمود :
مردم ! به راستى كه شما درباره اين دو مرد فراوان سخن گفتيد ، اين دو انتخاب شده بودند كه فقط طبق كتاب خدا حكمكننده نه از روى هواى نفس ، ولى برعكس به هواى نفس حكم كردند نه به كتاب خدا و كسى كه چنين باشد نمىتوان او را حكم
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٦