زبير و عايشه و هواداران اموى آنان به بهانهء خونخواهى عثمان دست به شورش زدهاند . حضرت از اختلاف و پراكندگى صفوف مسلمانان نگران و خطر آنها را بيش از خطر معاويه و تبهكارى آنها را بيش از تبهكارى او تشخيص داد ، به همين دليل با خود انديشيد اگر فورا در خاموش ساختن اين آشوب و غائله نكوشد ، دامنهء آن به سرعت گسترش يافته و تمرّد و اختلاف ، فزونى خواهد يافت .
از اينرو ، آمادهء حركت به سوى آنان شد و باقيماندهء شايستگان مهاجر و انصار به يارىاش كمر همت بستند و به سرعت از شهر خارج شد تا قبل از ورود طلحه و زبير به يكى از شهرها و به تباهى كشاندن آن سامان ، با آنان رويارو گردند . وقتى به ربذه رسيدند خبر ورود نيروهاى مخالف به بصره و حوادثى كه در آن شهر رخ داده بود ، به آنان رسيد . امام عليه السّلام چند روز در منطقه ربذه به سامان دادن امور سپاهيان خود پرداخت و با اعزام فرستادگانى نزد مردم كوفه از آنان كمك خواست و آنها را به يارى خويش فراخواند تا همراه با او دست به قيام زده و آتش فتنه و آشوب را خاموش سازند . بدينسان ، فرستادگان خود ، محمد بن ابى بكر و محمد بن جعفر را همراه با نامهاى بدان سامان اعزام نمود . در آن نامه آمده بود :
من شما را به فرمانروايى اين شهرها گماردم و اينك براى حوادثى كه رخ داده از شما يارى مىجويم ، يار و ياور آيين الهى باشيد و از ما حمايت و پشتيبانى كرده و به سويمان حركت نماييد ، ما تنها در انديشهء اصلاح امور هستيم تا مردم در كنار يكديگر برادرانه زندگى كنند كسانى كه بدين كار علاقهمند بوده و آن را برگزينند دوستدار حقاند و هركس از آن ناخرسند باشد ، با حق مخالفت كرده و آن را ناديده گرفته است . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبرى 3 / 393 و 394 .