روايات ديگرى نيز وجود دارد كه همين معنا از آنها استفاده مىشود « 1 » .
ملاحظه مىكنيد پژوهشگرى كه با دقت در اين روايات بنگرد ، آشفتگى آنها كاملا برايش آشكار است تا چه رسد به اينكه فاقد شرايط پذيرش و حجت بوده و نمىتوان به صحت چنين رواياتى اعتماد و اطمينان حاصل كرد . افزون بر اين ، برخى پژوهشگران گفتهاند : آنگونه كه مشهور است اين گفتوگو بين امير مؤمنان عليه السّلام و حسن بصرى كه امام در حال وضو از كنارش عبور كرد ، صورت گرفته است . « 2 » به احتمال قوى دست جاعلان حديث در ساختن و پرداختن اينگونه روايات نقش بسزايى داشته است كه در اين خصوص به نكاتى اشاره مىشود .
نخست : چگونه مىتوانيم بين مطالبى كه در اينجا گفته شده و بين سخنان چند سطر قبل ، جمع نماييم . در آنجا اظهار داشتند : امير مؤمنان عليه السّلام امام حسن و برادرش عليهما السّلام را براى دفاع از عثمان اعزام نمود و زمانى كه از سرنوشت عثمان آگاه يافت ، آشفته و اندوهگين از راه رسيد و با اين پندار كه آن دو در انجام مأموريتشان كوتاهى كردهاند به صورت حسن كه بدنش را خون فرا گرفته بود سيلى نواخت و بر سينهء امام حسين قبضهء شمشير كوبيد . . . ؟ !
دوم : پژوهشگرى كه كليهء موضعگيرىهاى امام حسن عليه السّلام را به ارزيابى بنشيند ملاحظه خواهد كرد كه آن بزرگوار همواره و با پافشارى زياد از پدر بزرگوارش حمايت و پشتيبانى و از حق او دفاع مىكرد و در جهت مردود ساختن دلايل و براهين دشمنانش ، توجّه خاصى مبذول مىداشت و در جنگهاى جمل و صفين و در سختترين شرايط جنگ و نبرد بر قلب دشمن
هامش
( 1 ) . به سيرة الائمه الاثنى عشر 1 / 542 - 544 مراجعه شود .
( 2 ) . انساب الاشراف با تحقيق محمودى در حالات امام حسن 12 چاپ اول ، دار التعارف - بيروت .